مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢١١ - بیهوش شدن آقای حاج سیّد احمد کربلائی با شنیدن آیه «نارُ جهنّم أشَدُّ حَرًّا»
انداختند و سه مرتبه گفتند: لعنه الله! لعنه الله! لعنهالله!
جناب محترم آقای حاج موسی مُحیی گفتند: شبی در خواب دیدم که از صحن مطهّر حضرت سیّدالشّهداء علیهالسّلام از درِ قبله که در برابر آن محوّطهای است خارج شدم، ناگهان دیدم همین آقای سیّد از مقابل من به جلو میآید و چند نفر شرطه محافظ او بودند. من رو کردم به جمعیّتی که در آنجا بودند و گفتم: برای این آقا صلواتی بفرستید! هیچکس از مردم اعتنائی نکرد و مطلب را امر عادی تلقّی کردند، من چون نگاهم به صورت سیّد افتاد، دیدم أحوَل است.[١]
[مطالب مطرح شده توسط آقای حاج سیّد محمّد علی میلانی]
حضرت حجّة الاسلام آقا حاج سیّد محمّد علی میلانی آیةالله زاده ـدامت برکاتهـ عصر روز سیزدهم شهر ربیع المولود ١٤١٢ در بنده منزل تشریف آورده و یک دورۀ هفت جلدی کتاب نفیس و ارزشمند مرحوم والدشان را مسمّی به قادتُنا کیف نعرِفُهُم برای حقیر هدیه آوردند ـشکّر الله مساعیه الجمیلةـ و در ضمن چند حکایت بیان فرمودند:
[بیهوش شدن آقای حاج سیّد احمد کربلائی با شنیدن آیه «نارُ جهنّم أشَدُّ حَرًّا»]
اوّل: راجع به آیة الحقّ و سند العرفان و الفقیه النّبیل الأوحدیّ آقا حاج سیّد احمد کربلائی طهرانی ـ قدّس الله سرّه ـ نقل فرمودند از نوادۀ ایشان (که فعلاً در قم سکونت دارند) که:
وقتی مرحوم آقای حاج سیّد احمد از نجف اشرف یا کربلای معلّیٰ برای
[١]ـ همان مصدر، ص ٦٣ الی ٦٧.