مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٧١ - مشرب١٧٢٨ اُم ابراهیم و مسجد الفضیخ را حقیر در این سنه زیارت کردم
از مرز چهار هزار تن گذشت؛ و سپس دنبال مردم مینمودند و هرجا ایرانی را از مرد و زن میدیدند با شدّت مضروب مینمودند به طوری که در سرحدّ مرگ قرار میگرفتند و به آنها میگفتند: شما مجوسی هستید! شما یهودی هستید! شما برای حجّ نیامدهاید! شما مسلمان نیستید!
آنچه ما یاد داریم در زمان و عصر ما چنین واقعهای رخ نداده است که در شهر حرام، در بلد حرام، در حرم مکّه، کنار بیت الله الحرام این چنین ظالمانه خون عدّهای بیگناه را بریزند. اللهمّ الْعَنهم وشتِّت شَملَهم و فرِّق جمعَهم.
این حقیر با ساعت غروب کوک، دقیقاً اُفق مکّه را با مشهد مقدّس که از آنجا رهسپار شدیم در قلب الأسد اندازه گرفتم، یک ساعت تمام اختلاف داشت.
مشربۀ اُم ابراهیم و مسجد الفضیخ را حقیر در این سنه زیارت کردم
در مدینۀ منوّره روزی با رفقا به مشربۀ امّ ابراهیم رفتیم، در شارع علیّ بن أبیطالب است که در سابق به آن عَوالی میگفتند؛ (ابتدای شارع را بابُ العَوالی و همۀ آن محلها را عَوالی میگویند) مشربه در منتهی الیه شارع، در طرف چپ متّصل به خیابان است و درش در خیابان فرعی است که در چپ شارع واقع است.
فعلاً مشربه قبرستان است، ولی محلّ سکونت ماریۀ قبطیّه (که مادر حضرت ابراهیم ابن رسول الله است) و چاهی را که حفر نموده بودند و با نزول چند پلکانی دسترسی به آب داشت همه به همان وضع و کیفیت موجود است.
مشربه و مُسقّفی که فعلاً موجود است بسیار روحانی است، و به قدری پرنور و باز و با روح است که این حقیر غیر از مسجد سهله هیچ جا را همانند آن در این خصوصیّت ندیدهام.
بعداً به مسجد الفضیخ رفتیم و آن همان مسجد ردّ الشمس است؛ این مسجد