مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٥١ - کشتار شیع١٧٢٨ کرخِ بغداد و آتش زدن قبور ائمّه کاظمین توسّط حنابله
نوّاب رحیم، ترسِ رئیس الرُّؤساء[١] داشت که میل به حنبلیها داشت، از باز داشتن سنّیها در قتال و فتنه، إمساک و خودداری کرد و سنّیها نیز راه آب آوردن از رود دجله را به کرخ بستند و از حمل آب به سوی کرخ ممانعت کردند؛ چون نهر عیسی که از دجله به کرخ میآمد سدّش شکسته بود فلهذا اهل کرخ مجبور بودند برای خود از دجله آب دستی بیاورند.
این امر بر اهل کرخ گران آمد؛ و جماعتی از شیعیان با یکدیگر همدست شده و روانۀ دجله شدند و آب را در ظروفی ریخته و با خود آوردند و سپس بر آن آبها گلاب پاشیدند و در میان مردم ندا در دادند: المآءُ لِلسَّبیل! (یعنی آبی که شما ما را از آن محروم نمودهاید، ببینید که ما به آسانی تهیه کرده و با گلاب آمیخته و به طور رایگان در راه خدا در کوچه و برزن انفاق میکنیم!) و بدینوسیله سنّیها بر جدال و فتنه برخاستند و عداوتشان با شیعه افزون شد.
رئیس الرّؤساء بر شیعیان سخت گرفت و تشدید کرد تا آنان «خیرُ البشر» را محو کردند و بجای آن نوشتند: علیهماالسّلام (محمّد و علیّ علیهماالسّلام).
سنّیها نیز به این راضی نشدند و گفتند: ما ابداً دست بر نمیداریم تا آنکه آجری را که بر روی آن محمّد و علی نوشته شده است به کلّی از دیوار بکنند و بیرون آورند و «حَیَّ علی خیر العمل» نیز در اذان گفته نشود.
[١]ـ رئیس الرّؤساء، ابوالقاسم بن مسلمة، علیّ بن الحسن بن احمد: وزیرِ قائم بأمر الله است که مدّت ١٢ سال وزارت کرد، و بَساسیری در سنۀ ٤٥٠ او را کشت.
ابن کثیر در تاریخ خود ج ١٢، ص ٦٨، گوید: رئیس الرّؤساء بسیار به روافض اذیّت میکرد و آنها را امر کرده بود که در أذان «حَیَّ علی خیر العمل» را نگویند و مؤذّن آنها در اذان صبح بعد از «حیّ علی الفلاح» دو بار بگوید: «الصَّلاةُ خیرٌ من النَّومْ» و آنچه در مساجد شیعیان و در سردرهای مساجد آنها نوشته بود (محمّد و علیٌّ خیر البشر) همه را زائل کنند؛ رئیس الرُّؤسآء امر کرد تا رئیس شیعیان را که أبیعبدالله بن جلاّب بود به علّت تظاهرش به مکتب تشیّع بکشند و او را در دکّان خود کشتند؛ و شیخ طوسی أبوجَعفر، از بغداد فرار کرد و خانهاش را غارت کردند.