مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٥٠ - کشتار شیع١٧٢٨ کرخِ بغداد و آتش زدن قبور ائمّه کاظمین توسّط حنابله
زیرا که: چون هنوز در دلها از آن کینههای سابق باقی مانده بود، آن اتّفاق و اجتماع سابق در سنۀ ٤٤١ از شکستگی و نقض در مصونیّت نبود.
و علّت آن این بود که اهل کرخ شروع کردند برای ساختن در و سردر برای بازار سمّاکین (ماهیفروشان) که متعلّق به شیعیان بود، و اهل قلاّئین نیز شروع کردند در باقیمانده از بنای در و سردرِ باب مسعود.
اهل کرخ از عمل خود فارغ شدند و در اطراف درِ سمّاکین بر روی برجهائی که ساخته بودند با طلا نوشتند: محمّدٌ وَ عَلِیٌّ خَیْرُ البَشر.
سنّیها این را منکر شدند و چنین مدّعی شدند که شیعیان نوشتهاند: محمّدٌ و علیٌّ خیرُ البشر فمَن رَضِیَ فَقَدْ شَکَر و مَن أبَی فَقَدْ کَفَر!
اهل کرخ این تتمه و زیاده را منکر شدند و گفتند: ما زیاده از آنچه عادتمان بر آن جاری است و در مساجدمان مینویسیم (محمّدٌ و علیٌّ خیر البشر) چیزی را ننوشتهایم.
خلیفۀ عبّاسی: القآئم بأمر الله، أبوتمام، (نقیب عبّاسیّین) و عدنان[١] بن رضیّ (نقیب علوییّن) را فرستاد تا مطلب را کشف کنند و اطّلاع دهند؛ هر دو نفر نقیب تصدیق گفتار اهل کرخ نموده و برای خلیفه نوشتند که اهل کرخ غیر از همان «محمّدٌ و علیّ خیر البشر» چیزی را ننوشتهاند.
در این صورت، خلیفه و نوّاب رحیم امر کردند تا مردم از جنگ دست بردارند؛ مردم قبول نکردند.
إبن مَذهب قاضی و زهیری و غیر آنها از حنبلیها، از أصحاب عبدالصّمد خواستند تا عامّه را در زیاده روی در فساد و إغراق در فتنه تحریک کنند؛ و چون
[١]ـ شریف عدنان بن رضیّ که نقیب علویّین بود، پسر شریف رضیّ جامع نهج البلاغه است که پس از پدرش و عمّش سیّد مرتضی، نقابت علویّین را عهدهدار شد.