مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٣٨ - نامهها و مراسلات حضرت علاّمه با آقای حاج محمّد حسن بیاتی قدس الله اسرارهما
|
و بشیری لو جاء منک بعطفٍ |
|
و وجودی فی قبضتی قلت هاکا |
زادکم الله شرفًا بشرفه و عزًّا بعزّته!
برای سرور عزیز آقای آقا غلام رضا دعاء خیر فرمودند و سلام ابلاغ نمودند، فعلیهالسّلام و علیکم السّلام و رحمة الله و برکاته.
٢/ ذوالحجة الحرام/ ٨٨
محمّد حسین الحسینی
* * *
بسم الله الرّحمن الرّحیم
اللهم أنت السّلام و منک السّلام و إلیک ینتهی السّلام.
حضور باهرالنّور جناب محترم قرّة عیون الأبرار الحاج محمّد حسن بیاتی دامت برکات وجوده الشّریف
|
چو تافت بر دل من پرتو جمال حبیب |
||||
|
بدید دیدۀ جان حسن بر کمال حبیب |
||||
|
چه التفات به لذّات کائنات کند |
||||
|
کسی که یافت دمی لذّت وصال حبیب |
||||
|
به دام و دانۀ عالم کجا فرود آید |
||||
|
کسی که گشت گرفتار زلف و خال حبیب |
||||
|
خیال مُلک دو عالم نیاورد به خیال |
||||
|
سری که نیست دمی خالی از خیال حبیب |
||||
|
حبیب را نتوان یافت در دو کون مثال |
||||
|
اگرچه هر دو جهان هست بر مثال حبیب |
||||
|
درون من نه چنان از حبیب مملوّ شد |
||||
|
که گر حبیب درآید بود مجال حبیب |
||||