مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٣٧ - نامهها و مراسلات حضرت علاّمه با آقای حاج محمّد حسن بیاتی قدس الله اسرارهما
العماء الرّبانی و آخر التّنزّلات المفاضة إلی النّوع الإنسانی المهاجر من مکَّةَ، کان الله و لم یکن معه شیءٌ ثانی، جای دستبوسی و پابوسی اصالتًا یا نیابتًا نبود، لإنّه علی کلّ شیء و مع کلّ شیء و قائم لکلّ شیء، (وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ)، (زَيْتُونَةٍ لَا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ)، (وَلِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَى).
|
بوی گلم چنان مست کرد |
که دامنم از دست برفت |
پس از استقرار، از حالات حضرتعالی به خصوص و سایر رفقا خدمتشان معروض افتاد، بسیار خرسند شدند و دعای خیر فرمودند؛ و فرمودند: آقا خیلی از رفقا در معنی توحید گیر دارند ولی آقای بیات خیلی روشن است، و در مسافرت من به ایران با مرافقت معنی بود و خداوند به ایشان عنایت بسیاری فرمود، و ایشان در ردیف رفقای درجه اوّلی هستند که ما با هم شب و روز هستیم، او همیشه با من است.
عرض کردم: کلمهای بفرمائید که برای ایشان بنویسم، فرمودند: بنویس (فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ)!
جناب آقای سبزواری حالشان بسیار خوب و در نجف أشرف مشرّفند.
جناب آقای حاج احمد آقا انصاری به کربلا تشرّف حاصل ننمودهاند. خدمت احبّه و أعزّه بالأخص سروران ارجمند آقایان حاج سیّد احمد و آقا اسماعیل به عرض سلام تصدیع میدهد.
امید است از پرتو توجّهات ولیّ الله الأعظم تمام حجب مرتفع و شمس توحید سراپای همۀ آنها را فراگیرد.
السّاعة خدمتشان عرض شد که: حضرتعالی یک کلمه مرقوم نمیفرمائید؟ فرمودند: شما عوض من بنویس: «و السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته!» هنیئاً لکم ثم هنیئاً ثم هنیئاً.