مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٣٩ - نامهها و مراسلات حضرت علاّمه با آقای حاج محمّد حسن بیاتی قدس الله اسرارهما
|
بدان صفت دل و جان از حبیب پر شده است |
||||
|
که از حبیب ندارم نظر به حال حبیب |
||||
|
چه احتیاج بود دیده را به حسن برون |
||||
|
چو در درون متجلّی شود جمال حبیب |
||||
|
زمشرق دلت ای مغربی چه کرد طلوع |
||||
|
هزار بدر برفت از نظر هلال حبیب |
||||
دیروز نامهای از أخ أعزّ آقای حاج محمّد علی ـأعزّه الله تعالیـ رسید که از سلامتی و صحت مزاج حضرت حبیب ـ روحی فداه ـ حکایت میکرد، للّه الحمد و له الشّکر در جوف آن نامهای برای سرکار عالی بود که جوفاً تقدیم شد.
خدمت سروران عزیز، الاخوان فی الله، آقایان سبزواری و حاج سیّد احمد و آقا اسماعیل ـ حرّسهم الله تعالی ـ به عرض سلام و ارادت تصدیع میدهد، و در این ماه مبارک از همه ملتمس دعا هستم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
محمّد حسین الحسینی
٢٩ شعبان ٨٨[١]
* * *
[١]ـ این نامه از طرف مرحوم علاّمه ـ قدّس سرّه ـ برای یکی از رفقای سلوکی خود در همدان به نام مرحوم حاج محمّد حسن بیاتی فرستاده شده است. ایشان از اقدم تلامذه سلوکی مرحوم آیة الله حاج شیخ محمّد جواد انصاری ـ رضوان الله علیه ـ بودند و در مراتب سیر و سلوک به درجاتی نایل گشته بودند، و مرحوم والد ـ قدّس الله سره ـ با ایشان به ایراد برخی از اسرار و رموز میپرداختند و از لحن گفتار و نوشتار نامههای ایشان به مرحوم بیاتی پیداست که بسیاری از مطالبی را که با دیگران مطرح نمینمودند با ایشان درمیان میگذاشتند. در این نامه مقصود از «حضرت حبیب روحی فداه» استاد سلوکی هر دو، مرحوم حاج سیّد هاشم حدّاد ـ رضوان الله علیه ـ بوده است. (معلِّق)