مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٤٩ - کشتار شیع١٧٢٨ کرخِ بغداد و آتش زدن قبور ائمّه کاظمین توسّط حنابله
روز عاشوراء همچنانکه عادتشان بود منع کردند، اهل کرخ قبول نکردند و در روز عاشوراء به مراسم عزاداری پرداختند؛ برای اهلسنّت این معنی گران آمد و بین اهالی کرخ و بین سنّیها فتنۀ عظیمی برپا شد که موجب کشتار و مجروح شدن جماعت بسیاری از مردم شد، و این فتنه به پایان نرسید تا زمانی که اتراک عبور کرده و خیام خود را بین اهل کرخ و بین سنّیها زدند، در اینحال دست از جدال و نزاع برداشتند.
از این پس اهل کرخ شروع کردند که دیواری بر دور کرخ بسازند؛ و چون اهلسنّت چه از قَلاّئین (ماهی و گوشت سرخ کنندگان و تاوْ دهندگان) و چه از غیر آنها از همین قبیل مردم، چون از ساختمان دیوار و سور شیعیان بر دور کرخ مطّلع شدند آنان نیز به ساختن سور و دیواری بر بازار قلاّئین مبادرت کردند، و هر دو طایفه از شیعه و از سنّی در ساختمان این دو سور مال فراوانی خرج کردند، بین شیعه و سنّی فتنههای بسیاری برپا شد و بازارها تعطیل شد و دامنۀ شرّ بالا گرفت تا به جائیکه بسیاری از شیعیان که در جانب غربی بغداد (کرخ) سکونت داشتند مجبور شدند به جانب شرقی بغداد کوچ کنند و در آنجا اقامت گزینند.
خلیفۀ عبّاسی به ابومحمّد نَسَویّ أمر کرد تا میانجیگری کند و امر را اصلاح نماید و فتنه را بردارد، اهل جانب غربی بغداد (اهل کرخ و شیعیان) این پیشنهاد را پذیرفتند، و اهلسنّت و شیعه متّفقاً بر أمر او بر ترک جدال و نزاع اجتماع کردند و دست از جنگ برداشتند، و بنا شد در میان قلاّئین و غیرهم «حَیَّ علی خیرِ العمل» در اذان گفته شود و در میان اهل کرخ «الصَّلاةُ خیرٌ من النَّوم» گفته شود و ترحّم بر صحابه را اظهار کنند، و بنابراین حکم میانجیگری نَسَویّ از بین رفت.
و ابن أثیر در صفحه ٥٧٥ به بعد از همین کتاب در ضمن بیان حوادث سنۀ ٤٤٣ هجریّه گوید:
در ماه صفر این سال فتنۀ بغداد تجدید شد (آن فتنهای که در میان سنّیها و شیعهها بود) و بسیار بالا گرفت؛ چندین برابر بالاتر و مهمتر از فتنۀ سابق!