لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٣٨ - باب علة وجوب الزكاة
صرف نكنند بهتر است، و در ابن السبيل على بن ابراهيم از عالم صلوات اللَّه عليه روايت كرده است كه مراد از آن جمعىاند كه بسفر طاعت الهى رفته باشند و مالشان آخر شده باشد بر امام لازمست كه از زكوات ايشان را به مأمن ايشان برگرداند، و آن كه در آخر گفته است كه هر گاه همه اصناف نباشند به بعضى مىتوان داد ظاهرش آنست كه بسط بر اصناف لازم باشد چنانكه بعضى.
رفتهاند و ممكن است كه حمل بر استحباب كنيم چون اخبار بسيار وارد شده است كه مىتوان صرف نمودن در يك صنف بلكه در يك كس از يك صنف و ظاهر اخبار آنست كه آيه در بيان مصرف باشد نه آن كه در همه صرف بايد نمودن و اگر چه اولى آنست كه صرف كنند در همه اصناف و اقلا از هر صنفى سه كس و اللَّه تعالى يعلم.
(و قال الصّادق صلوات اللَّه عليه لعمّار بن موسى السّاباطىّ يا عمّار أنت ربّ مال كثير قال نعم جعلت فداك قال فتؤدّى ما افترض اللَّه عليك من الزّكاة فقال نعم قال فتخرج الحقّ المعلوم من مالك قال نعم قال فتصل قرابتك قال نعم قال فتصل اخوانك قال نعم فقال يا عمّار انّ المال يفنى و البدن يبلى و العمل يبقى و الدّيّان حىّ لا يموت يا عمّار اما انّه ما قدّمت فلن يسبقك و ما اخّرت فلن يلحقك.)
و در موثق منقولست كه آن حضرت صلوات اللَّه عليه عمار را خطاب فرمودند كه اى عمار مال بسيار دارى گفت فداى تو گردم بلى فرمودند كه زكاتى كه حق سبحانه و تعالى در مالت واجب گردانيده است ادا مىكنى گفت بلى فرمودند كه حقّ معلومى كه حق سبحانه و تعالى در قرآن مجيد ياد كرده است و خواهد آمد مىدهى گفت بلى فرمودند كه احسان به خويشان مىكنى گفت بلى، فرمودند كه احسان با برادران مؤمن خود مىكنى گفت بلى، فرمودند كه اى عمار مال فانى مىشود و مىرود و اگر نرود به مرگ مىرود و بدن كهنه مىشود به