لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٥٢١ - خانه جزء مال نيست
معارض آن بسيار است كه از حيثيت ديگر شبيه به مسأله ديگر است و هر تشبيهى كه در كلام ائمه معصومين واقع شده است يا از جهة توضيح و تفهيم است يا بواسطه آن كه چون اصحاب حضرات ائمه معصومين صلوات اللَّه عليهم با علماى عامه بحث مىكردهاند تعليم مىفرمودهاند تا باطل آنها را بباطل بشكنند از قبيل بحث الزامى چنانكه مدار علامه حلى طاب ثراه بر اين است و حاشا كه اعتقاد به قياس داشته باشد چون كم است در صفحه از منتهى و تذكره نگفته باشد كه قياس باطل است.
و مع هذا قياس مىكند الزاما لهم و نقضا لأباطيلهم و ديگر وجوه گفتهاند كه ذكر آن ناخوش است و همه از اين جهت است كه ملاحظه نمىكردهاند و همين حديث بطوله در كافى و تهذيب هست و در روضه مذكور است با شرح.
[نه جنسى كه زكات در آن واجبست هر گاه آن را تبديل كنى در سال زكات ساقط مىشود]
(و قال ابو جعفر صلوات اللَّه عليه فى التسعة الاصناف اذا حوّلته فى السّنة فليس عليك فيها شىء)
و منقول است كه حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه فرمودند در نه جنسى كه زكات در آن واجبست هر گاه آن را تبديل كنى در سال زكات ساقط مىشود و بر تو چيزى واجب نيست و آن چه سال اعتبار دارد در آن ازين اجناس پنج چيز است كه آن طلا و نقره و شتر و گاو و گوسفند است و در غلات اربع سال اعتبار ندارد بلكه مىبايد نزد صاحبش دانه ببندد و از آفت بگذرد پس اگر غله يا حاصل درخت را صلح كند از كسى به زرى و بعد از يك ماه در ملك مشترى گندم و جو و خرما و انگور شود زكات بر مشتريست و اين معنى را سال ناميدهاند مجازا يا تغليبا و دور نيست كه مضمون حديث صحيح زراره باشد و در آن حديث لفظ نه نيست پس حديث ديگر است يا صدوق سهو نموده است يا تجويز كرده است.
[خانه جزء مال نيست]
(و سئل ابو جعفر و ابو عبد اللَّه صلوات اللَّه عليهما عن الرّجل له دار و خادم و عبد أ يقبل الزّكاة قالا نعم انّ الدّار و الخادم ليسا بمال)