لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٧٩ - كمترين زكات كه به يك نفر داده مىشود
و در احاديث صحيحه و كالصحيحه بسيار وارد شده است كه تقديم جايز نيست و هم چنين تاخير و حمل كردهاند احاديث تقديم را بر قرض و احاديث تاخير را بر عذر مثل عدم وجود مستحق چنانكه كلينى رحمه اللَّه روايت كرده است از عقبه كه من و معلى و عثمان داخل شديم بر حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه پس چون ما را ديدند فرمودند كه خوش آمديد خوش آمديد رويى چند كه ما را دوست مىدارند و ما ايشان را دوست مىداريم حق سبحانه و تعالى شما را با ما مقرر سازد در دنيا و آخرت پس عثمان عرض نمود كه فداى تو گردم حضرت فرمودند كه چه مطلب دارى او گفت كه حق سبحانه و تعالى بمن مالى كرامت كرده است حضرت فرمودند كه حق سبحانه و تعالى اين مال را بر تو مبارك گرداناد عرض كرد كه گاه هست كه شخصى نزد من مىآيد و از من سؤال مىكند و وقت زكاتم نيست كه از بابت زكات به او بدهم حضرت فرمودند ثواب قرض يكى را هجدهست و ثواب صدقه يكى ده است و چه شود كه هر گاه چيزى داشته باشى به گفته خودت كه به او چيزى بدهى بعنوان قرض و چون واجب شود زكات بر او از زكات حساب كنى اى عثمان زنهار كه رد سايل مؤمن مكن كه رد كردن او نزد حق سبحانه و تعالى عظيم است اى عثمان اگر بدانى كه مؤمن نزد حق سبحانه و تعالى چه رتبه دارد هرگز تقصير نكنى در قضاى حاجت او و هر كه مؤمنى را خوشحال كند حضرت سيد المرسلين ٦ را مسرور گردانيده است و قضاى حاجت مؤمن دفع مىكند جنون و جذام و برص را.
و در صحيح عبد اللَّه بن سنان منقول است كه حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه فرمودند در شخصى كه زكات مال خود را بيرون كند و بعضى را قسمت كند و بعضى ماند كه انتظار مستحق كشد و از اول تا آخر سه ماه بكشد فرمودند كه باكى نيست و اخبار ديگر نيز وارد شده است.