لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٢٣ - باب نوادر الصلاة
علم سابقش مثلا عمر خود را از بلوغ حساب مىكند پس اگر هيچ نكرده است همان مقدار از عمر را قضا مىكند و اگر بعضى از اوقات كرده است و بعضى را نكرده است نسبت كرده را با نكرده حساب مىكند و بان نسبت قضا مىكند و اين معنى از قانون حساب آسان مىشود و محتمل است كه مراد كثرت باشد به آن كه بسيار نمازى از او فوت شده است قضا را نيز به آن نسبت بسيار مىكند.
عبد اللَّه گفت كه عرض نمودم كه قدرت ندارد كه اين مقدار قضا كند يعنى اگر قدرت نداشته باشد چه كند حضرت فرمودند كه آن چه از اين شخص قضا شده اگر شغل او از جهة طلب معاش ضرورى ناچار بوده است يا ترك نافله از جهة قضاى حاجت برادر مؤمن بوده است بر او چيزى نيست يعنى معاقب نيست و قضا و تصدق نيز ضرور نيست چون قدرت ندارد، و اگر شغل او از جهة زيادتيهاى دنيا بوده است كه به سبب آن نماز نكرده است پس لازم است قضا و عبارت قاصر است از اين معنى و ظاهرا سهوى از نساخ شده باشد چون در همين عبارت نسخهاى بسيار هست همه ناخوش و ظاهرا صدوق اين حديث را از كافى برداشته است و در كافى و تهذيب باين نحو است كه و ان كان شغله لدينا تشاغل بها عن الصلاة و اين عبارت در غايت متانت و فصاحت است يعنى اگر شغل او از جهة دنيا و زيادتيهاى آنست كه به سبب آن از نماز باز ايستاده است پس بر اوست كه قضا كند و اگر نه فرداى روز قيامت ملاقات خواهد كرد حق سبحانه و تعالى را يعنى انبيا و اوصيا را در وقت حساب يا در وقتى كه حق سبحانه و تعالى خود همه بندگان را حساب كند چنين شخص در سلك جمعى محشور شده خواهد بود كه استخفاف كرده باشند و اهتمام نداشته باشند بلكه ضايع كرده باشند حرمت حضرت سيّد المرسلين را ٦ و عبارت كتابين چنين است
و الّا لقي اللَّه مستخفّا متهاونا مضيّعا لسنّة رسول اللَّه