لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٣١ - نماز باران عمر
باد مگر نشنيدهايد قول حضرت سيد المرسلين را صلى اللَّه عليه كه حق سبحانه و تعالى درر حكمت را بر زبان اهل بيت من جارى كرده است. و از اين جا ظاهر مىشود كه نزد عرب فصاحت و بلاغت اهمّ معجزات بوده است و آمدن باران بىفاصله از دعاهاى ايشان در نظر ايشان ننمود و فصاحت و بلاغت ايشان نمود.
چنانكه حضرت رضا صلوات اللَّه عليه در جواب ابن سكّيت فرمودند كه معجزه هر پيغمبرى بحسب اقتضاى زمان ايشان بود چون در زمان حضرت موسى سحر شايع بود معجزه چند به آن حضرت دادند كه به افعال ايشان مشابهتى داشت و سحرهاى ايشان را برهم زد، و در زمان حضرت عيسى حكماء يونان بودند و طب شايع بود معجزه آن حضرت را از آن قبيل دادند كه كور مادر زاد را روشن كند و پيسى را زايل كند و مرده را زنده كند و در زمان حضرت سيّد المرسلين ٦ فصاحت و بلاغت غالب بود و خطب مىنوشتند و بر در كعبه مىآويختند تا آن كه آن حضرت كتابى آورد كه همه را بر هم زد و تحدى فرموده به سوره از سور آن نتوانستند آوردن و معترف به عجز شده مسلمان شدند مگر نادرى كه تعصّب جاهليت ايشان نگذاشت كه باين سعادت مسعود كردند با آن كه آن حضرت از جميع اقسام معجزات آوردند و مىگفتند سحر است چون تميز فرق ميان سحر و معجزه نداشتند اما در سخنان فصيح و بليغ يد طولى داشتند و حيران بودند.
[نماز باران عمر]
( «و روى عن ابن عبّاس انّ عمر بن الخطّاب خرج يستسقى فقال للعبّاس قم فادع ربّك و استسق و قال اللَّهمّ انّا نتوسّل إليك بعمّ نبيّك فقام العبّاس فحمد اللَّه و اثنى عليه ثمّ قال اللَّهمّ انّ عندك سحابا و انّ عندك مطرا فانشر السّحاب و انزل فيه الماء ثمّ أنزله علينا و اشدد به الاصل و اطلع به الفرع و احى به الضّرع اللَّهمّ انّا شفعاء إليك عمّن لا منطق له من بهائمنا و أنعامنا شفّعنا فى أنفسنا و أهالينا اللَّهمّ انّا لا ندعو الّا