لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٧ - باب وقت صلاة الليل
تتمه همين حديث را نقل نكرده است و آن صريح است در رخصت، معاويه گفت عرض نمودم كه بعضى از دخترهاى بكر هستند كه شيعهاند و خوبى و خوبان را دوست مىدارند و بر نماز شب حريصند و بسيار است كه خوابشان مىبرد و قضا مىكنند نماز شب را و بسيار است كه مشكل است بر ايشان قضا كردن و مىتوانند كه نماز شب را در اول شب به جا آورند حضرت رخصت دادند ايشان را در نماز كردن اول شب هر گاه ضعيف باشند و قضا نكنند و ظاهر مىشود كه مذهب معاويه مثل مذهب صدوق بوده است در توهم عدم جواز تقديم.
(و روى عبد اللَّه بن مسكان عن ليث المرادىّ قال سالت ابا عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه عن الصّلاة فى الصّيف فى اللّيالي القصار صلاة اللّيل فى اوّل اللّيل فقال نعم نعم ما رأيت و نعم ما صنعت يعنى فى السّفر قال و سألته عن الرّجل يخاف الجنابة فى السّفر او فى البرد فيعجّل صلاة اللّيل و الوتر فى اوّل اللّيل فقال نعم)
و در صحيح منقول است از ليث كه گفت از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه سؤال كردم از نماز شب در تابستان و هواهاى گرم و شبهاى كوتاه در اول شب مىتوان كرد حضرت فرمودند كه بلى خوب به خاطرت رسيده است مقدم داشتن نماز را و خوب مىكنى كه مقدم مىدارى. صدوق تاويل كرده است كه مراد حضرت آنست كه در سفر مقدم مىتوان داشتن ليث گفت كه ديگر سؤال كردم از شخصى كه خوف داشته باشد كه محتلم شود در سفر يا در سرما هشت ركعت نماز شب و سه ركعت نماز وتر را مقدم مىتواند داشت حضرت فرمودند كه بلى و ظاهر عطف سرما بر سفر آنست كه خوف در حضر نيز مجوز تقديم نماز شب است كه كراهت نداشته باشد و صدوق آن را نيز حمل بر سفر مىكند.
(و روى ابو جرير بن ادريس عن ابى الحسن موسى بن جعفر