لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٦ - باب وقت صلاة الليل
وقت به جا آورم حضرت فرمودند كه در آخر شب به جا آور عرض كردم كه بيدار نمىشوم حضرت فرمودند كه گاهى بيدار مىشوى و مىكنى و گاهى كه بيدار نمىشوى قضا مىكنى و همين كه به جدّى در قضا ديگر بيدار خواهى شد.
و در صحيح از محمد منقولست كه گفت عرض نمودم بأحدهما صلوات اللَّه عليهما كه شخصى معتاد است به نماز شب گاه هست كه يك شب و دو شب و سه شب مىگذرد كه بر نمىخيزد آيا قضا كند محبوبتر است نزد شما يا در اول شب بكند حضرت فرمودند كه بلكه قضا مىكند اگر چه سى شب بگذرد و اينها محمول است بر استحباب چنانكه خواهد آمد.
(و روى عن معاوية بن وهب انّه قال قلت له انّ رجلا من مواليك من صلحائهم شكى إليّ ما يلقى من النّوم و قال انّي اريد القيام باللّيل فيغلبنى النّوم حتّى اصبح فربّما قضيت صلاتي الشّهر المتتابع و الشهرين اصبر على ثقله فقال قرّة عين و اللَّه قرة عين و اللَّه و لم يرخّص فى الوتر اوّل اللّيل و قال القضاء بالنّهار افضل)
و منقول است در صحيح و حسن كالصحيح از معاويه كه گفت عرض نمودم به خدمت حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه كه شخصى از صلحاى شيعيان شما يا آزاد كردهاى شما بمن شكايت نمود ازارى را كه مىكشد از خواب و گفت مىخواهم كه شب برخيزم و خواب بر من غلبه مىكند تا وقتى بيدار مىشوم كه صبح شده است بسيار است كه قضا مىكنم يك ماه پى در پى را و دو ماه را و بر من دشوار است بر اين دشوارى صبر مىكنم حضرت فرمودند كه چشمش روشن خواهد شد در قبر و اللَّه و چشمش روشن خواهد شد در صحرايى محشر و اللَّه و رخصت نفرمودند كه نماز وتر را در اول شب بكند و فرمودند كه در روز قضا كردن افضل است، و اين كه فرمودند كه افضل است رخصت است بانكه صدوق