لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠٦ - باب القول فى الضجعة بين ركعتى الفجر و ركعتى الغداة
خدا و رسول و اهل بيت است، و فسق جنيان كه شياطين باشند اضلال بنى آدمست چنانكه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه شياطين در خاطرهاى بنى آدم در مىآورند شبهات فاسده كه موجب اضلال ايشان شود.
منزه خداوندى كه پروردگار صباحست و شكافنده شبست كه صبح را از تاريكى شب بيرون مىآورد و تكرار از جهة تاكيد است يا آن كه اول سفيدى است كه ظاهر مىشود، و دويم صبح كاذبست و سيم صبح صادقست و در هر صبحى جمعى به حركت مىآيند از جهة امور معاش و معاد يا صبح صورى و صبح معنوى به روشن كردن دلهاى مؤمنان و صبح ديگر منور ساختن دلهاى موحّدان باشد پس مىگويد كه استعانت مىجويم باسم خدا و يا به خداوند واجب الوجودى كه جامع جميع كمالات است پهلوى خود را از جهة رضاى خداوند بر زمين گذاشتم از روى تذلل و بىچارگى و جميع كارهاى خود را به خداوند خود گذاشتم يا دفع دشمنان و معارضه ايشان را به خداوند خود گذاشتم، و طلب حاجات خود مىكنم بسوى خداوند و در فقه من اللَّه است و ظاهرا غلط از نساخ شده است و در جميع امور خصوصا در معاش توكل بر حق سبحانه و تعالى كردهام يا مىكنم بس است مرا خدا و نيكو وكيلى است جناب اقدس او و مراد از وكيل كسى است كه كارها را به او گذارند و كسى كه كارهاى خود را به خداوند خود گذارد خدا بس است او را به درستى كه حق سبحانه و تعالى كارهاى خود را تمام مىكند و از براى هر چيزى اندازه مقرر ساخته است خداوندا هر كس كه صبح مىكند حاجت خود را به مخلوق مىبرد و حاجت من و رغبت من بسوى تست و بغير تو نيست بعد از آن پنج آيه آل عمران را مىخوانى و چون مكرر خوانده مىشود ناچار است از ترجمه آن.
(إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ