لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٣٢ - باب علة وجوب الزكاة
زراره عرض نمود كه امام صلوات اللَّه عليه مىدهد اگر چه عارف نباشند يا اگر عارف نباشند بمذهب حق امام صلوات اللَّه عليه به ايشان زكات مىدهد حضرت فرمودند كه اگر امام در زمان استيلا زكات را به عارف دهد و بس بهم نخواهد رسيد مصرف زكات چون مستحقّين عارف بسيار كمند و زكات بسيار است و امام بغير عارف مىدهد از سهم مؤلفه از جهت تأليف قلوب ايشان به ايمان تا رغبت نمايند بعضى بدين حق و ثابت قدم شوند بتدريج در دين مبين يا بعضى كه غير مستضعفند و معاندند داخل شوند در دين و مستضعفان ثابت قدم شوند چون اكثر طبايع مايل به دنياست اما امروز كه معصوم استيلا ندارد شما شيعيان به اهل حق دهيد پس هر كرا بدانى كه عارفست بمذهب حق يعنى اعتقاد به آن دارد به او بده و به باقى فرق از شيعه و سنى مده پس حضرت فرمودند كه سهم مؤلفه و سهم رقاب عام است و شش سهم ديگر خاص است به مؤمنان اثنا عشرى، اما سهم مؤلفه را حضرت سيد المرسلين ٦ به كفار و منافقين مىدادند و حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه آن را به سنّيان و منافقان مىدادند و بندگانى كه از زكات آزاد مىتوان كرد نيز شامل سنى و شيعه است و شش سهم ديگر البته مىبايد كه اثنى عشرى باشند.
زراره گفت عرض نمودم كه اگر اثنا عشرى بهم نرسد و ما را زكات بايد داد چه كنيم حضرت فرمودند كه اين فرض واقع نمىشود كه حق سبحانه و تعالى واجب گردانيده باشد كه زكات را به جمعى خاص دهند و آن جمع بهم نرسند البته زمان از اهل حق خالى نمىباشد نهايتش آنست كه در آن شهر بهم نرسد تفحص مىبايد كرد در شهرهاى ديگر و به ايشان رسانيدن چنانكه خواهد آمد گفت عرض نمودم كه اگر زكوات اهل حق كم باشد و مستحقان اهل حق بسيار باشند چه كنند يعنى از ممر ديگر به ايشان مىتوان داد حضرت فرمودند كه بتحقيق كه حق سبحانه و تعالى از جهة فقراء در اموال اغنيا آن مقدار مقرر ساخته است