لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٥١ - باب ما جاء فى مانع الزكاة
چشمش را بگزد، و اگر به زبان ايذا كرده باشد زبانش را بگزد و اگر روى گردانيده باشد به رويش نيش زند، و اگر طرفين را برگردانيده باشد بر طرفين زند و اگر پشت به سايل كرده باشد بر پشتش زند با آن كه جائى كه مار بر آنجا قرار تواند گرفت گردن است و اين معنى هست كه چون بهشتيان به سبب جود و طوق مرصع در گردن دارند ايشان به سبب بخل طوق آتش و مار در گردن دارند و اين سبب ازدياد عذاب ايشان شود و اين است كه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه زود باشد كه در روز قيامت طوق زند در گردن ايشان آن چه را بخل ورزيدهاند به آن و به زكات ندادهاند، و ظاهرش آنست كه قدر زكات طوق شود اگر كم باشد طوق سبك باشد و اگر بسيار باشد طوق سنگين خواهد بود و به آن نسبت و ممكن است كه كل مال چنين شود و يا آن كه بخل مصور شود و اللَّه تعالى يعلم.
و هر كس مال او شتر يا گاو يا گوسفند باشد و زكات آن را نداده باشد البته حق سبحانه و تعالى او را حبس نمايد در صحرايى لغزنده و قوت حركت نداشته باشد و زكات او هر چه شده باشد و نداده باشد يا كل اموالش محشور شوند از جهت عذاب او و او در زير دست و پاى اينها باشد و لگد بر او زنند و در زير سم اين حيوانات باشد يا هر حيوانى كه حق سبحانه و تعالى آنها را حشر كرده باشد از جهت مصلحتهايى كه او مىداند مانند اسب و استر و الاغ و اينها بسم بر روى او روند و لگد زنند و هر چه درندگان باشند مانند شير و ببر و گرگ و امثال اينها به دندان او را پاره پاره كنند و باز درست شود، و هر كه زكات خرما و مويز و گندم و جو را نداده باشد حق سبحانه و تعالى آن قطعه باغ يا زمين را طوقى كند در گردنش تا هفت طبقه زمين و اينها در عالم برزخ در گردنش باشند تا روز قيامت و با اين حال محشور شود و اين قطعه آتش باشد چون طوق در گردنش، و زكات گاو و گوسفند و شتر نيز طوق مىشوند در