لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٨١ - نماز خوف
گذاردند در جنگ ذات الرقاع بكسر را جمع رقعه كه زمينهاى آن صوب چند رنگ بود از سرخ و زرد و سبز، يا چون پاهاى صحابه زخم شده بود كهنهها بر پا بسته بودند، يا آن كه پارچهاى رنگين بر علمها بسته بودند يا بر نيزها كه دلالت كند بر كثرت، يا جمعى به ايشان رسيدند و پاهاى آن جماعت زخم شده بود صحابه به آن جماعت پارها دادند كه بر پاها بستند، يا ذات الرقاع اسم درختى بود كه در آن صوب بود و مردمان از باب تيمن پارها بر آن مىآويختند چنانكه در اين بلاد نيز متعارفست كه عوام مىكنند و چون در آن جنگ حضرت سيّد المرسلين ٦ كه به دشمنان رسيدند وقت نماز ظهر بود حضرت نماز ظهر را به جا آوردند كفار با خود گفتند كه مىتوانستيم كه در حالت نماز بر ايشان ريزيم و همه را هلاك كنيم كسى به ايشان گفت كه اين جماعت نماز ديگر دارند چون مشغول آن نماز شوند شما هر چه خواهيد بكنيد جبرئيل آمد و آيات اين نماز را آورد كه مذكور خواهد شد و چون دشمن محاذى قبله نبودند و بر خلاف جهة قبله بودند حضرت اصحاب خود را دو طايفه كردند يك طايفه را فرستادند كه در برابر دشمنان بايستند و يك طايفه را در عقب خود بازداشتند پس حضرت تكبير احرام گفتند و صحابه نيز تكبير گفتند پس حضرت قرائت كردند و آن جماعت خاموش شدند پس آن حضرت بركوع رفتند و ايشان نيز بركوع رفتند و حضرت به سجود رفتند و صحابه به سجود رفتند پس حضرت راست ايستادند در ركعت دويم.
و در كافى و تهذيب باين عنوان است كه ثمّ استتمّ رسول اللَّه ٦ و اين عبارت اصحّ است بلكه صواب است و خطا از نساخ شده است به سبب قرب صورت و چون حضرت راست ايستادند طايفه كه با حضرت بودند از حضرت جدا شدند و از جهة خود يك ركعت را كردند و بر يكديگر