لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٩٠ - صلاة اخرى للحاجة
صادق صلوات اللَّه عليه از مردى كه مرا آزار مىداد حضرت فرمودند كه نفرين كن گفتم كه نفرين كردم حضرت فرمودند كه هر نفرينى مستجاب نمىشود و ليكن خود را از جميع گناهان باز دار و روزه بگير و نماز كن و تصدق كن پس چون آخر شب شود وضوى كاملى بساز كه هر عضوى را دو مرتبه آب بريزى يا دعاها را بخوانى پس برخيز يعنى نماز را ايستاده به جا آور و دو ركعت نماز كن و در سجده بگو كه خداوندا فلان پسر فلان، نام او و نام پدرش را ذكر كن مرا آزار مىدهد خداوندا بدنش را بيمار كن و قطع كن اثرش را كه اثرى از او نماند و كم كن اجلش را و به زودى او را در اين سال مبتلا كن پس اندك زمانى نگذشت كه هلاك شد.
صلاة اخرى للحاجة
( «روى عمر بن اذينة عن شيخ من آل سعد قال كانت بينى و بين رجل من اهل المدينة خصومة ذات خطر عظيم فدخلت على ابى عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه فذكرت ذلك له و قلت علّمنى شيئا لعلّ اللَّه يردّ علىّ مظلمتى فقال اذا اردت بعدوّ فصلّ بين القبر و المنبر ركعتين او اربع ركعات و ان شئت ففى بيتك و اسال اللَّه ان يعينك و خذ شيئا بما تيسّر فتصدّق على اوّل مسكين تلقاه قال ففعلت ما أمرني فقضى لي و ردّ اللَّه علىّ ارضى»)
اين نماز ديگر است از جهة بر آمدن حاجت دفع ظلم منقول است در صحيح از ابن ابى عمير از ابن اذينه از مرد پيرى از قبيله سعد كه گفت ميان شخصى از اهل مدينه خصومتى به همرسيد كه خطرش عظيم بود يعنى خوف كشتنش بود پس به خدمت حضرت امام جعفر صلوات اللَّه عليه رفتم و واقعه را عرض نمودم كه چيزى بمن ياد دهيد كه شايد حق مرا بمن پس دهد يا من بحق خود برسم حضرت فرمودند كه هر گاه قصد هلاك دشمنى