لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٠ - خطبه عيدين
هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ ثمّ يجلس جلسة كجلسة العجلان ثمّ يقوم بالخطبة الّتى كتبناها فى اخر خطبة يوم الجمعة بعد جلوسه و قيامه)
و وصيت مىكنم شما را بتقوى و پرهيزكارى از مخالفت خداوندى كه نعمت او از هيچ كس زايل نمىشود و هميشه خوان انعام او گسترده است از جهة مؤمن و كافر و صالح و طالح و رحمة او را فنا و آخر شدن نيست و بندگان او در هيچ حالى از أو مستغنى نيستند و هميشه محتاج اويند آن خداوندى كه كسى از عهده شكر نعماى او بيرون نمىتواند آمد آن خداوندى كه بندگان را ترغيب نموده است بتقوى و پرهيزكارى و تحذير نموده است از دنياى غدار ناپايدار و تخويف نموده است از معصيتها و مخالفتها و عزت و غلبه مخصوص اوست به سبب واجب الوجوديت و ابديت و بقا.
و خلايق را ذليل گردانيده است به مرگ و فنا و مرگ عاقبت احوال همه مخلوقين است و راهى است كه همه را در پيش است و پيشانى همه را گرفته بسوى خود مىكشد عاجز نمىكند او را گريختن كه از چنگ او خلاصى يابند، و چون مرگ رسيد اهل هواهاى نفسانى را اسير خود مىگرداند هر لذتى را بر هم مىزند و هر نعمتى را زايل مىگرداند و هر سرورى را قطع مىكند و دنيا خانهايست كه حق سبحانه و تعالى لازمه اهل آن گردانيده است كه فانى شوند و واجب ساخته است كه از اين خانه كوچ كنند و با وجود اين معانى اكثر اهل دنيا قصد دارند كه هميشه در آن باشند و تعظيم مىكنند بناى آن را و دنيا در كام اهلش شيرين است و در نظر ايشان با طراوتست و كسى كه آن را خواهد مىدهندش و ليكن بهره آخر ترا بر باد مىدهد و احوال خود را مشتبه مىسازد در دلهاى نظر كنندگان به آن بانكه از عيبهاى خود چيزى را ظاهر نمىكند و مىپوشاند و چنان مىنمايد كه عيب نيست و هر چند مال بيشتر مىشود حرص زياده مىشود كه مالداران از بىچارگان مىربايند هر چه دارند يا بنظر حقارت در ايشان مىنگرند