لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٧٣ - بر شمش طلا و نقره زكاتى نيست
موسى كاظم صلوات اللَّه عليه كه گاه هست زرى جمع مىشود نزد من قريب به يك سال زكات آن را مىتوانم داد حضرت فرمودند كه نه هر چه سال بر او نگذرد نزد تو بر آن زكات نيست و هر چه نقش ندارد زكات بر آن نيست و اگر خواهى كه زكات بر ذمهات مستقر نشود آن را شمش كن زيرا كه در شمش طلا و نقره زكات نيست چيزى.
و كالصحيح از جميل منقولست كه گفت حضرت امام جعفر صادق و حضرت امام موسى كاظم صلوات اللَّه عليهما فرمودند كه بر تبر زكات نيست و نيست زكات مگر بر شاهى و اشرفى. و عبارت صدوق عبارتيست كه جميل روايت كرده است به چند سند بنا بر اين صحيح است چون سند صدوق بجميع صحيح است و خلافى در اين نيست و تجويز شمش كردن از جهة على بن يقطين از آن جهت است كه او ده برابر زكات به شيعيان مىداد و ابواب خير او بسيار بود بلكه شمش را از جهة فقرا شيعه مىكرد.
(و روى زرارة و بكير عن ابى جعفر صلوات اللَّه عليه قال ليس فى الجوهر و اشباهه زكاة و ان كثر)
و به اسانيد صحيحه از زراره و حسن كالصحيح از بگير منقول است كه حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه فرمودند كه در مرواريد و امثال آن از جواهر زكات نيست اگر چه بسيار باشد و اگر مراد از جوهر مطلق سنگ نفيس باشد مراد از اشباه انواع جامهاى نفيس و ظروف نفيس خواهد بود و شكى نيست در آن كه در غير طلا و نقره مسكوك زكات نيست
(و ليس فى نقر الفضّة زكاة)
و در شمش نقره زكات واجب نيست چنانكه گذشت ممكن است كه اين عبارت جزو حديث اخوين بوده باشد و ليكن كلينى بهمان سابق اكتفا نموده است آن حديث را.
(و ليس على مال اليتيم زكاة الّا ان يتّجر به فان اتّجر به ففيه الزّكاة و الرّبح لليتيم و على التّاجر ضمان المال)
عبارت فقه است و نيست