لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٥١٥ - زكات هر شهرى در همان جا صرف شود
به شهرى فرست كه شيعيان در آنجا باشند و به شيعيان دهند و به جمعى مده كه اگر ايشان را طلب كنى از جهة كارى مددت نكنند و اگر فرصت يابند تا قتل همراه باشند و بنا بر نسخه ديگر و اللَّه هر چه به شيعيان مىدهى در دنيا و عقبى انفع است و در موثق كالصحيح منقول است از وهيب كه با ابو بصير بوديم كه عمرو بن الياس به نزد او آمد و گفت اى ابو محمد به درستى كه برادرم در حلب مىباشد و شيعه در آنجا كمند زكات مالش را فرستاده است كه در كوفه به شيعيان دهم قطاع الطريق همه را از اهل قافله بردهاند اما در اين مسأله حديثى بخاطر دارى گفت بلى از حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه سؤال كردم ازين مسأله و گمان نداشتم كه كسى ازين مسأله هرگز از من سؤال خواهد كرد و به حضرت عرض نمودم كه فداى تو گردم اگر شخصى زكاتش را از شهرى به شهرى فرستد و راه زنان ببرند حضرت فرمودند كه از او مجزيست و اگر من باشم مرتبه ديگر مىدهم. و ازين حديث ظاهر مىشود كه ضمان بر سبيل استحباب باشد اگر چه در چنين صورتى بىدغدغه ضمان نيست چون راوى ذكر كرد كه در حلب شيعه كمند و ظاهر احوال آن زمان نيز چنين بوده است كه به سبب عدم مستحق نقل مىكردهاند.
و در صحيح از على بن بلال منقول است كه عريضه نوشتم به خدمت آن حضرت صلوات اللَّه عليه و او از اصحاب حضرات امام محمد تقى و امام على نقى و امام حسن عسكريست صلوات اللَّه عليهم و هر يك محتمل است و سؤال كردم كه آيا جايز است كه زكات مال و تصدق را به محتاجى دهم كه شيعه اثنا عشرى نباشد حضرت در جواب فرمودند كه زكات و صدقه را مده بغير اصحابت كه شيعيان اثنى عشرىاند.
و كالصحيح منقولست از عمر بن يزيد كه گفت از آن حضرت صلوات اللَّه عليه سؤال كردم از تصدق دادن به ناصبى و زيدى حضرت فرمودند كه تصدق