لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٧٤ - باب صلاة الحبوة و التسبيح و هى صلاة جعفر بن ابى طالب
لو كان عليه مثل رمل عالج و زبد البحر ذنوبا لغفرها اللَّه له قال قلت هذه لنا قال فلمن هى الّا لكم خاصّة قال قلت فاىّ شىء اقرء فيها قال و قلت اعترض القرآن قال اقرء فيها اذا زلزلت و اذا جاء نصر اللَّه و انّا أنزلناه فى ليلة القدر و قل هو اللَّه احد»)
و در صحيح عالى السّند و موثق كالصحيح منقول است از ابراهيم كه گفت عرض نمودم به حضرت ابى الحسن و احتمال حضرت امام موسى كاظم و حضرت امام رضا صلوات اللَّه عليهما هر دو دارد چون به خدمت هر دو رسيده است و از هر دو روايت كرده است و صدوق جزم كرده است كه مراد حضرت امام موسى است و دور نيست كه وجهش آن چيزى باشد كه مشهور است كه مطلق منصرف به اكثر و شايع مىشود و اكثر روايات او از آن حضرت است و ليكن اين شهرت كاذب است در اكثر آن چه ذكر كردهاند بلكه اطلاق ابو الحسن بر هر سه معصوم مساويست و تميز از رجال است و در اينجا تميزى نيست و گاهى اطلاق بر حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه نيز مىكنند و ليكن غالب آنست كه شيعه اطلاق نمىكند بر آن حضرت غير امير المؤمنين مطلق را و سنّيان ابو الحسن و على و امير المؤمنين على مىگويند و گاهى ابو الحسنين نيز مىگويند و ايشان امير المؤمنين حسن و امير المؤمنين حسين نيز مىگويند اما نزد شيعه جايز نيست اطلاق لفظ امير المؤمنين بر غير آن حضرت و روايات در نهى بسيار است و ابن طاوس كتابى در اين معنى تصنيف كرده است و زياده از دويست حديث از كتب عامه و خاصّه نقل كرده است كه حق سبحانه و تعالى و جبرئيل و آفتاب و حضرت سيّد المرسلين آن حضرت را امير المؤمنين خواندهاند و احاديث بسيار نقل كرده است كه غير آن حضرت را امير المؤمنين گفتن جايز نيست و نمىگويد مگر شقى و وعيد بسيار وارد شده است بر عذاب كسى كه غير آن حضرت را امير المؤمنين بگويد در غير تقيه ابراهيم گفت عرض نمودم به آن حضرت