لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥٨ - هر گاه خواهى كه به سفرى روى تا نماز عيد را نكنى بيرون مرو
خود را و نماز كند حضرت فرمودند كه ذكر تكبير است در وقت بيرون رفتن به صحرا و نماز، نماز عيد است و اكثر مفسران عامه و خاصه نيز چنين تفسير كردهاند و قطع نظر از قول معصوم ظاهر آيه نيز همين معنى دارد و احاديث بسيار وارد شده است كه فطره را پيش از نماز بدهد، و احاديث تكبير وارد شده است عقيب نمازها پيش از نماز عيد، و در نماز عيد نيز اخبار متواتره وارد شده است كه واجبست در زمان حضور معصوم سخن در زمان غيبت است كه واجبست يا سنت و بعد از ورود اخبار ظاهر مىشود كه مراد الهى از اين آيه همين است و اللَّه تعالى اعلم بمراده.
«و فى رواية السّكونيّ انّ النّبي ٦ كان اذا خرج إلى العيد لم يرجع فى الطّريق الّذى بدا فيه ياخذ فى طريق غيره»
و در قوى از سكونى منقولست به اسناد او از پيش و از پس چنانكه مكرر گذشت كه حضرت سيّد المرسلين ٦ هر گاه به صحرا مىرفتند از جهة نماز عيد از آن راهى كه رفته بودند بر نمىگشتند بلكه از راه ديگر بر مىگشتند و احاديث مطلقه نيز وارد شده است كه هميشه چنين مىكردند.
[هر گاه خواهى كه به سفرى روى تا نماز عيد را نكنى بيرون مرو]
( «و روى ابو بصير عن ابى عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه قال اذا اردت الشّخوص فى يوم العيد فانفجر الفجر و أنت فى البلد فلا تخرج حتّى تشهد ذلك العيد»)
و در موثق و در صحيح منقولست كه حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه فرمودند كه هر گاه خواهى كه به سفرى روى در روز عيد و صبح شود و تو در آن شهر باشى پس بيرون مرو تا نماز عيد را نكنى و ظاهرش حرمتست و بنا بر مذهب مشهور كه نهى از جهة حرمت باشد پس اگر روانه شود و بحد ترخص نرسيده آفتاب بيرون آيد واجبست برگشتن چون طلوع شمس اول وقت نماز عيد است و اگر از حدّ ترخص بگذرد و چون صادقست كه مسافر است و بر مسافر نماز عيد واجب نيست ظاهرش سقوط