راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ١٣٩ - حكايت
بيت[١]
|
پرهيز زهر بدى و هر بد[٢] |
تا خاصه خاص[٣] شاه گردى |
|
|
از شر هواى نفس پرهيز |
تا بنده پادشاه گردى |
|
يا احمد! ان الورع زين المؤمنين[٤] و عماد الدين. انّ الورع مثله كمثل السفينه. كما ان من فى البحر[٥] لا ينجوا الّا بالسفينه فكذلك[٦]، لا يقدر الزاهد [ون][٧] ان ينجوا من الدنيا الّا بالورع.
اى احمد! ورع، آرايش و آسايش مؤمن است؛ و ستون دين است[٨]. مثل ورع، به سفينه ماند[٩]؛ چنانكه مسافر دريا بىكشتى از مخاوف دريا نجات نيابد، زاهد بىورع از درياى غرور، به ساحل نجات نرسد.
عالمى را پرسيدند كه فرق ميان ورع و تقوا چيست؟ گفت: ماند حرام و شبهات است.
و ورع، ترك زوايد از مالابد [است]؛ اگر چه حال بود.
و بعضى گفتهاند كه: ورع آن است كه كسى را فريب ندهى و تقوا آن است كه فريب نخورى[١٠].
عبد العزيز بن ابى دواد- رحمة الله عليه- گفت[١١]: كار در نماز و روزه و اعمال بدنى مىجستم[١٢]. مدار كار بر چهار چيز يافتم: بر برّ و صدق و ورع و نصيحت در دين[١٣].
[١] - نظم.
[٢] - پرهيز زهرى بد و از بد.
[٣] - تا خاص الخاص.
[٤] - الف. ب و ن:( ان الورع زين المؤمنين) ندارد. بجاى آن آمده است: ان الورع رأس الايمان و عماد الدين ان الورع مثله كمثل السفينه. كما فى البحر لا ينجوا الّا من كان فيها كذلك لا ينجوا الزاهدون الا بالورع.
[٥] - كما ان لمن فى البحر.
[٦] - كذلك.
[٧] - و لا يقدر الزاهدن.
[٨] - مؤمن است، دين است.
[٩] - به كشتى ماند.
[١٠] - گفت: ورع آن است كه كسى را فريب ندهى و تقوا آن است كه فريب نخورى و ترك زوايد كنى از مالابد؛ اگر چه حلال بود. و تقوا ماند شبهات و محرماتست.
[١١]. عبد العزيز بن ابى رواد گويد كه.
[١٢]. و اعمال بسيار مىجستم.
[١٣]. بر اخلاص و صدق ... در دين. س: نصيحت بود در دين.