راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٥٦ - نسخه مير
٢٤١. درو ناچيز شد
٢٤٢. رحمة الله عليه
٢٤٣. نماز بسيار مىگزارى
٢٤٤. منتظر دستورى مىباشم
٢٤٥. رقعهاى ديدم از هوا نزد او افتاد در وى نوشته
٢٤٦. پروردگار عزيز
٢٤٧. باز گرد گناهان كرده گذشته و آينده و آمرزيد
٢٤٨. ميان شاه شجاع و يحيى بن معاذ رحمها الله
٢٤٩. بتذكير يحيى
٢٥٠. روزى بدرخواست بيامد
٢٥١. بمجلس با كسى حاضر است كه وى بوعظ اوليتر است
٢٥٢. آرامى و الفتى دارند
٢٥٣. ترا نگذارند كه بروى
٢٥٤. اى احمد
٢٥٥. گفت
٢٥٦. عيش خوش گوارنده
٢٥٧. قوّت ذكر
٢٥٨. نشود
٢٥٩. حدود من
٢٦٠. دشمن
٢٤١. درو خيره شد
٢٤٢. قدس الله سره
٢٤٣. نماز بسيار مىگذارى؛ سبب چيست؟
٢٤٤. منتظر دستوريم
٢٤٥. چون بازگشتم ناگاه رقعه از هوا نزد او آمد بر وى نوشته
٢٤٦. پروردگار عزيز آمرزنده
٢٤٧. باز گرد كه گناهان گذشته و آينده ترا آمرزيدم
٢٤٨. ميان شاه شجاع كرمانى و يحيى معاذ رازى قدس الله روحهما
٢٤٩. بوعظ يحيى
٢٥٠. بدرخواست جمعى روزى بيامد
٢٥١. كه امروز به مجلس ما كسى حاضر است؛ وى بوعظ از من اولىتر است
٢٥٢. الفتى دارند
٢٥٣. نگذارند كه بر وى
٢٥٤. پس خطاب فرمود كه اى احمد
٢٥٥. فرمود كه
٢٥٦. عيش گوارنده
٢٥٧. قرب ذكر
٢٥٨. نباشد
٢٥٩. حقوق من
٢٦٠. دشمن نفس