راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٣٥ - الف - اسرار الوحى
از مناهج الطالبين نجم الدين محمود سعد الله اصفهانى.
و آخر دعوانا الحمد لله رب العالمين بهمن ٦٩ دامغان، حسين معلّم
الف- اسرار الوحى
و اين مقام رضا دهندگان است. هر كه كارى به رضاى من كند، سه خصلت ملازم وى باشد: توفيق شكرش دهم بىجهد، و توفيق ذكرش دهم بىنسيان، و دوستى دهمش كه محبّت خلقان بر محبّت من اختيار نكند؛ چون مرا دوست گيرد، من او را دوست دارم [و به خلقانش دوست گردانم؛ ديده دلش را گشاده گردانم] به جلال خود؛ علم خاصگان بر وى پوشيده ندارم، من آگاهم و دانايم در تاريكيهاى شب و روشناييهاى روز؛ تا صحبت و مجالست وى از خلقان بريده شود. كلام خودش بشنوانم و كلام فريشتگان؛ و داناش گردانم به سرّهايى كه از خلق پوشيده كردهام؛ و لباس شرمش بپوشانم تا همه خلق از وى شرم دارند؛ و بر روى زمين، گناهان وى را پوشيده دارم، و دل او را چنان گردانم كه به دل بيند، و چيزى از وى پوشيده ندارم از بهشت و دوزخ؛ گشاده گردانم بر وى آنچه بر مردمان رسد از هول و سختيها [ى] قيامت؛ و با وى حساب توانگران و درويشان و جاهلان و عالمان نكنم؛ و در گورش براحت خوابانم[١]؛ و منكر و نكير را بر وى فرستم تا وى را بپرسند؛ و نبيند فشار مرگ و تاريكى گور و لحد و هول قيامت. باز ترازوى عدل بياويزم؛ و نامه وى به وى دهم تا گشاده بخواند. ميان وى و ميان خود، واسطه ترجمان ندارم [باز به رحمت خودش دارم؛ گاهى بخيزد و گاهى بنشيند و گاه ساكن شود، و باز بر صراط بگذرد؛ باز دوزخ به وى نزديك كرده شود، باز بهشت از جهت وى آراسته شود، و به پيغامبران و شهيدان در رسانيده شود. و مظلومان به ظالمان درآويزند؛ و كرسى نصب كرده شود از بهر فصل قضا را؛ و هر خصمى مرخصمى را چنين گويند كه: ميان من و تو، داور عدل
[١] - اصل: خوبانم.