راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ١٣٨ - حكايت
الطعام[١].
اى احمد! بر تو باد كه پرهيزكار و باورع باشى؛ كه پرهيز، آغاز دين و انجام دين و مغز و ميانه دين است[٢]. پرهيز، بنده را به حق چنان نزديك كند كه نگين به انگشترى چگونه نزديك بود و تريد ميان طعام[٣] كه كس هر دو را از هم جدا نبيند.[٤] اما پرهيز زاهدان[٥] از بد بود و پرهيز عابدان از خود.
ابراهيم خواص- رحمة الله عليه[٦]- گويد: ورع، نشان ترسكاريست و خوف، دليل معرفت؛ و معرفت، نشان مقرّبى بنده است.
اسحق بن خلف- رحمة الله عليه- گويد[٧]: ورع در ترك شهوت و اكل و شرب[٨]، دشوارتر از ورع [در] ترك درم و دينارست؛ و زهد به ترك رياست، دشوارتر از ماند دنياست و مال وى[٩].
حاتم اصم- رحمة الله عليه[١٠]- گويد كه: هر كه سه چيز بىسه چيز دعوى كند، دروغگوى است؛ هر كه محبت حق بىورع دعوى كند، دروغگوى است[١١]؛ و هر كه محبت بهشت دعوى كند، بىانفاق مال، دروغگوى است[١٢]؛ [و هر كه] محبت رسول بىدوستى فقر و فاقه دعوى كند، مدعى است بىمعنى[١٣].
و مصنّف گويد- رحمة الله عليه- كه: هر كه دعوى ولايت و دوستى حق مىكند و در تمناى مرگ نيست، دروغگوى است[١٤].
[١] - در الف، ب و ن، حديث به اين شكل ضبط شده است: يا احمد! عليك بالورع فانّ الورع رأس الدين و وسط الدين و آخر الدين. ان الورع يقرّب العبد الى الله تعالى. يا احمد! ان الورع كالشنوف بين الحلى و الخبز بين الطعام، ان الورع رأس الايمان.
[٢] - پرهيز آغاز دين و مغز و ميانه دين و انجام دين است.
[٣] - نان ميان طعام.
[٤] - عباتر( كه كس هر دو را ...) ندارد.
[٥] - زاهد.
[٦] - قدس الله سره.
[٧] -( گويد) ندارد.
[٨] - شهوات اكل و شرب.
[٩] - ماندن دنيا و مال و نعمت وى است.
[١٠] - قدس سره.
[١١]. محبت حق دعوى كند بىورع.
[١٢]. به اتفاق دروغگوى است.
[١٣]. و هر كه محبت رسول- صلى الله عليه و سلم- دعوى كند بىدوستى فقر و فاقه، مدعى و بىمعنى است.
[١٤]. بزرگى گويد: هر كه ولايت و دوستى حق دعوى كند.