راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ١٠٧ - حكايت
حكايت[١]
عصام بن يوسف گويد: از حاتم اصم- رحمة الله عليه[٢]- پرسيدم از صفت نماز وى.
گفت: چون قيام نمايم به امر مولى و كمر بندم به خدمت، سوى مسجد دوم[٣]. نخست[٤] دل حاضر كنم (به) نيت و تكبير آورم[٥] به عظمت[٦] و ترتيل و تبتيل آورم در قرائت[٧] و ركوع آرم به خشيت، و سجود آرم به يافت قربت، و قعود آرم[٨] به طمأنينت، و سلام وداع كنم بر راعيان به عبرت[٩] و بازگردم به خوف و بيم و قطيعت، كه كار با بىنياز افتاده است.
عصام گفت: اگر نماز اين است كه توصفت كردى، ما همه عمر[١٠] چنين نماز نكردهايم.
بندار بن الحسين گويد:[١١] صحبت اهل بدعت، روى گردانيدن از حق باز آرد و[١٢] هر كه قبله جانش حق نيست، بحقيقت نماز وى تباه شده است؛ و وى[١٣] خبر ندارد.
بيت[١٤]
|
اى بوده قيام تو به شبهاى دراز |
ناگشته گشاده بر دلت يك در راز |
|
|
دنيا حدث و دلت بدو آلوده[١٥] |
با جامه بىنماز تا چند نماز |
|
مدار عمل، صفاى حضورست[١٦].
بيت
|
تن را به نماز و روزه بگداخته گير |
سجاده بروى آب انداخته گير |
|
[١] - ندارد.
[٢] - قدس سره.
[٣] - به سوى مسجد روم.
[٤] - به خشيت.
[٥] - تكبير آرم.
[٦] - و قيام تمام آرم به عزت.
[٧] - و ترتيل آرم در قرائت.
[٨] - و قعده آرم.
[٩] - به غيرت.
[١٠] - ما در همه عمر خود.
[١١]. و گفتهاند كه.
[١٢].( و) ندارد.
[١٣]. و او.
[١٤]. نظم.
[١٥]. آلوده است.
[١٦]. عبارت( مدار عمل ...) ندارد.