آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ٢٢٢ - ٦ - ٣ خودرأيى و استبداد در تصميمگيرى
ماندن از اين لغزشگاه، توصيههاى فراوانى به مشورت و رايزنى با ديگران شده است. امام على ٧ مشورت با ديگران را به منزله مشاركت در عقول و انديشههاى آنان مىداند.[١]
|
مشورت ادراك و هوشيارى دهد |
عقل ها مر عقل را يارى دهد[٢] |
|
آنحضرت ٧ در نامه به مالك اشتر به او توصيه مىكند كه در امور كشور خود: «با دانشمندان فراوان گفتگو كن و با حكيمان فراوان سخن در ميان نه.»[٣]
مشورت و رايزنى با ديگران از چنان اهميتى برخوردار است كه خداوند، پيامبر اكرم را كه عقل كل و معصومِ از هر گونه خطا و لغرشى است، امر به مشورت و نظرخواهى از مردم كرده، مىفرمايد:
به (بركت) رحمت الهى، در برابر آنان [مردم] نرم شدى؛ و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو پراكنده مىشدند. پس آنان را ببخش و براى آنان آمرزش بطلب؛ و در كارها با آنان مشورت كن؛ اما هنگامى كه تصميم گرفتى، (قاطع باش و) بر خدا توكل كن؛ زيرا خداوند متوكلان را دوست دارد.[٤]
اين آيه، حاوى نكات بسيار ارزشمندى است كه به برخى از آنها كه مربوط به موضوع بحث ماست اشاره مىكنيم:[٥]
اين نكته روانشناسانه را مىتوان به خوبى از اين آيه استفاده كرد كه افرادى كه با ديگران به مشورت مىپردازند، نرمخو و قابلانعطاف هستند و كسانى كه از مشورت با ديگران سرباز زده و خود را از رأى و نظر ديگران بىنياز مىبينند، تندخو و سنگدل هستند.
نكته ديگر اينكه طرف مشورت ما لزوماً نبايد برتر از خود ما باشد؛ بلكه در مواردى لازم است انسان با افراد پايينتر از خود نيز به مشورت و رايزنى بپردازد. در اين آيه، خداوند به پيامبر اكرم ٦ دستور مىدهد كه با كسانى مشورت كند كه بايد آنان را مورد عفو و گذشت قرار دهد و براى بخشش
[١] - نهج البلاغه، حكمت ١٦١، ص ٣٩١
[٢] - جلالالدين محمدبلخى، مثنوى معنوى، دفتر اول، بيت ١٠٤٣.
[٣] - نهج البلاغه، ترجمه سيدجعفر شهيدى، نامه ٥٣، ص ٣٢٩
[٤] - فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فى اْلأَمْرِ فَإذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلينَ.( آلعمران( ٣): ١٥٩)
[٥] - براى توضيح بيشتر، بنگريد به: محمد اسفنديارى، بعد اجتماعى اسلام، ص ١٢٧- ١١٥