آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ١٢٧ - بررسى مصداقى
كسى كه صبح كند و به امور مسلمانان اهتمام نورزد، مسلمان نيست[١] [يا از مسلمانان نيست].[٢]
به قول سعدى:
برادر كه در بند خويش است، نه برادر و نه خويش است.[٣]
برادرى كه خود را با برادرش برابر نبيند و در غم و شادى او شريك نباشد و در رتق و فتق امور او نكوشد و صرفاً در بند مسائل خويشتن باشد، هر چند از نظر رابطه نَسَبى، برادر است اما در حقيقت بيگانهاى بيش نيست. به همين ترتيب، مسلمانى كه تنها در بند منافع و مصالح خويش بوده و دغدغه ساير مسلمانان را نداشته باشد، در حقيقت تفاوتى با نامسلمانان ندارد.[٤]
رفع نياز از مسلمان و برآورده ساختن حاجت او، نه تنها اجر و پاداشى بالاتر و برتر از بيست حج، كه هر كدام همراه با انفاق هزاران دينار در راه خدا باشد دارد؛[٥] بلكه از جمله محبوبترين كارها در نزد خداوند است.[٦] در كتابهاى روايى، احاديث بسيارى در اين موضوع آمده است. حتى در بسيارى از
[١] - من اصبَحَ لايَهتَمَّ بامورِ المسلمين فليس بمسلمٍ[ يا: فليس منهم].( محمدبنيعقوب كلينى، الاصول من الكافى، ج ٢؛ كتاب الايمان و الكفر، باب الاهتمام بامور المسلمين و النصيحة لهم و نفعهم، حديث ١؛ همچنين، بنگريد به حديث ٤ و ٥ از همين باب)
[٢] - روشن است كه اين حديث نمىخواهد يك حكم فقهى را بيان كند، به اين معنا كه اگر كسى اهتمام روزانه به امور روزمره مسلمانان نداشته باشد، از نظر فقهى نيز از جرگه مسلمانان خارج شده و احكام مسلمانان را نداشته باشد؛ بلكه اين حديث، به تعبير برخى از نويسندگان، بيانگر يك حكم منطقى و استنتاج عقلى است. به تعبير ديگر اين حديث بر اساس اين حقيقت بيان شده است كه صرف حضور فيزيكى در ميان يك گروه موجب نمىشود كه انسان از آن گروه به شمار آيد. بلكه براى عضو يك گروه شدن لازم است كه افزون بر حضور فيزيكى حضور معنوى و روحى نيز باشد. يعنى فرد در خدمت گروه باشد، محروميتهاى گروه را محروميت خود و مشكلات گروه را مشكل خود بداند.( بنگريد به: محمد اسفنديارى، بعد اجتماعى اسلام، ص ٩٧)
[٣] - سعدى شيرازى، كليات سعدى، گلستان، باب دوم،« در اخلاق درويشان»
[٤] - محمد اسفنديارى، بعد اجتماعى اسلام، ص ٩٨ و ٩٩
[٥] - امام صادق فرمودند: لَقضاءُ حاجةِ امرءٍ مؤمنٍ احبُّ الى اللَّهِ من عشرين حجةً كلُّ حجةٍ يُنفِق فيها صاحُبها مائة الف.( محمدبنيعقوب كلينى، الاصول من الكافى، ج ٢، كتاب الايمان و الكفر، باب قضاء حاجة المؤمن، حديث ٤). مرحوم كلينى در اين باب چهارده روايت در اين موضوع ذكر كرده است. مرحوم شيخ حر عاملى در وسائل الشيعة، ج ١٦، ص ٣٦٥- ٣٦٣ يك باب ذيل عنوان« باب استحباب اختيار قضاء حاجةِ المؤمن على غيرها من القربات، حتى العتق و الطواف و الحج المندوب» گشوده( باب ٢٦) و هفت حديث در اين زمينه آورده است. همچنين بابى با عنوان« باب استحباب اختيار السعى فى حاجةِ المؤمن على العتق و الحج و العمرةِ و الاعتكاف و الطواف المندوبات» گشوده( باب ٢٨) و سه حديث در اين زمينه آورده است
[٦] - عن النبى ٦: قال: فَاىُّ الاعمالِ احبُّ الى اللَّهِ؟ قال: ادخالُ سرورٍ علىمسلمٍ، اطعامُ جَوعَتِهِ و كساءُ عورَتِهِ و قضاءُ دَينه.( تاريخ يعقوبى، ج ٢، ص ١٠٥)