آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ٢١٥ - ٤ - ٥ ساده زيستى
زمانى كه حكومت بر پايه عدل و عقل استوار شده باشد، خداوند دوستداران آن را يارى و دشمنانش را خوارى رساند.[١]
آنحضرت در نامهاى به يكى از واليانش چنين دستور مىدهد: «و با همگان يكسان رفتار كن، گاهى كه گوشه چشم به آنان افكنى يا خيرهشان نگاه كنى، يا يكى را به اشارت خوانى، يا به يكى تحيتى رسانى، تا بزرگان در تو طمع ستم بر ناتوان نبندند، و ناتوانان از عدالتت مأيوس نگردند.»[٢] همان معيار عام «هرچه براى خود مىپسندى براى ديگران نيز بپسند» در اخلاق معاشرت و اخلاق اجتماعى، در باب اخلاق سياست و رابطه مديران و حاكمان با مردم نيز ذكر شده است. على ٧ در نامهاى خطاب به محمد بن ابىبكر چنين مىنويسد: «براى عموم مردم همان چيزى را بپسند كه براى خودت و نزديكانت مىپسندى و هر چه كه براىخود و نزديكانت نمىپسندى براى عموم مردم نيز نپسند.»[٣]
٤- ٥. ساده زيستى
على ٧ در نامهاى به عثمان بن حنيف انصارى، والى بصره كه در مهمانىاى شركت كرده بود كه نيازمندان و تنگدستان در آن مهمانى جايى نداشتند، مىنويسند: «گمان نمىكردم كه تو در چنين مهمانىاى شركت كنى ... بدان كه پيشواى شما بسنده كرده است از دنياى خود به دو جامه فرسوده، و دو قرصه نان را خوردنى خويش نموده. بدانيد كه شما چنين نتوانيد كرد. ليكن مرا يارى كنيد به پارسايى و در پارسايى كوشيدن و پاكدامنى و درستى ورزيدن. كه به خدا از دنياى شما زرى نيندوختم، و از غنيمتهاى آن ذخيرت ننمودم، و بر جامه كهنهام كهنهاى نيفزودم .... و اگر مىخواستم مىدانستم كه چگونه از عسلِ پالوده و مغز گندم، و بافته ابريشم استفاده كنم. ليكن هرگز هواى من بر من چيره نخواهد گرديد، و حرص مرا به گزيدن خوراكها نخواهد كشيد؛ زيرا ممكن است در حجاز يا يمامه كسى حسرت گرده نانى بَرَد، يا هرگز شكمى سير نخورد، و من سير بخوابم و پيرامونم
[١] - اذا بُنِى المُلكُ على قواعدِ العدلِ و دَعائِمِ العقلِ نَصَّر اللَّهُ مُواليه و خَذَل مُعاديه.( همان، ج ١، فصل ١٧، ص ٢٨٣، حديث ٦٢)
[٢] - نهج البلاغه، ترجمه سيدجعفر شهيدى، نامه ٤٦، ص ٣٢٠
[٣] - احِبْ لعامَّةِ رَعيّتِك ما تُحِبُّ لنفسِك و اهلِ بيتِك و اْكَرَهْ لهم ما تَكْرَهُ لنفسِك و اهلِ بيتِك.( محمدباقرمجلسى، بحار الانوار، ج ٧٢، باب ٣٥، ص ٢٧، حديث ١٢)