آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ١٦٩ - ٣ عوامل شهوتپرستى و شهوترانى
انجام وظيفه دهند؛ زيرا اين قوا هر يك مىخواهند كار خود را انجام دهند و به مقصود خويش نايل شوند اگرچه مستلزم فساد و هرج و مرج هم شود. مثلًا نفس بهيمى مستغرقِ شهوتِ خود سر عنان گسيخته مىخواهد مقصد و مقصود خود را انجام دهد، اگرچه به زناى با محصنات در خانه كعبه باشد ....[١]
نقد نسبيتگرايى جنسى
ممكن است گفته شود[٢] كه اخلاق جنسى امرى نسبى است و هيچ حد مشخص و معين و قطعىاى ندارد. مثلًا در جوامع غربى، حجاب زن امرى زشت و نامطلوب و حتى خلاف اخلاق و نظم اجتماعى به شمار مىآيد؛ ولى در جوامع اسلامى، امرى خوب و مطلوب و مطابق با اخلاق و نظم اجتماعى؛ و يا در جوامع غربى و براى غربيان، تعدد زوجات كارى بسيار زشت و نامشروع و خلاف اخلاق است؛ اما در جوامع اسلامى اينگونه نيست؛ يا در جوامع مسيحى تا چند سال پيش، طلاق امرى زشت و نكوهيده و ممنوع بود؛ اما در جوامع اسلامى، امرى مجاز است. بنابراين، اخلاق جنسى در هر منطقهاى و مطابق با هر فرهنگى ممكن است متفاوت باشد. پس بهعنوان مثال نبايد لواط و همجنسبازى را امورى خلاف اخلاق انسانى دانست و يا زنا و فحشا را مطلقاً زشت به حساب آورد، يا حجاب را مطلقاً خوب يا بد دانست. بر اين اساس مىتوان گفت آنچه كه يك جامعه، ناهنجارى جنسى مىداند در جامعهاى ديگر اگر جزء هنجارهاى جنسى نباشد دست كم جزء ناهنجارىها نيست.
نظر شما در اينباره چيست؟ آيا اين نوع اختلافات را قبول داريد؟ آيا پذيرش اين نوع اختلافات را به معناى پذيرش نسبيتگرايى و در نتيجه تساهل و تسامح در اخلاق جنسى مىدانيد؟ به چه دليل؟ با توجه به انواع مختلف نسبيتگرايى اخلاقى، يعنى نسبيتگرايى توصيفى، هنجارى و فرااخلاقى،[٣] اين ديدگاه را نقد و بررسى كنيد.
٣. عوامل شهوتپرستى و شهوترانى
با توجه به روايات پيشگفته، مىتوان مهمترين علل و عوامل شهوتپرستى و شهوترانى را در امور ذيل خلاصه كرد:
[١] - سيدروحاللّه خمينى( امام)، شرح چهل حديث، ص ١٦
[٢] - ديويد ال. روزنهان و مارتين اى. پى. سليگمن، آسيبشناسى روانى، ترجمه يحيى سيدمحمدى، ج ٢، ص ١٧٩- ١٧٧
[٣] - براى آشنايى بيشتر با انواع نسبيتگرايى اخلاقى و نقد و بررسى آنها، بنگريد به: محمدتقى مصباحيزدى، فلسفه اخلاق، تحقيق و نگارش احمدحسين شريفى، ص ١٤٨- ١٤١