آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ٤٣ - ٤ آداب اخلاقى آموختن
و با گوشى كه از شنيدن حقيقت ناشنواست، مىشنود. خواهشهاى نفسانى پردههاى عقلش را دريده و دوستى دنيا دلش را ميرانده است.[١]
و در جاى ديگر مىفرمايد:
كسى كه چيزى را دشمن بدارد، خوش ندارد بدان بنگرد يا نام آن نزد وى بر زبان رود.[٢]
و در حديثى ديگر، طمع را موجب ناكارآمدى انديشه دانسته و مىفرمايد:
آنجا كه برق شمشير طمع در فضاى انديشه بلند مىشود، بيشترين جايى است كه عقل به زمين در مىغلتد.[٣]
|
صاف خواهى چشم و عقل و سمع را |
بر دران تو پردههاى طمع را |
|
|
هر كه را باشد طمع الكن شود |
با طمع كى چشم و دل روشن شود[٤] |
|
عُجب و خودبزرگبينى نيز يكى ديگر از رذايل اخلاقى است كه ثمرهاى جز سستى و ضعف عقل و گمراهى علمى انسان را در پى ندارد:
عُجب و خود بزرگبينى نشانه ضعف و سستى عقل است.[٥]
كسى كه رأى و نظر خود را بزرگ پنداشت، گمراه شد.[٦]
٤. آداب اخلاقى آموختن
پيامبر گرامى اسلام ٦، در بخشى از توصيه بسيار ارزشمند خود به ابوذر غفارى چنين مىفرمايد:
اى ابوذر، به درستى كه بدترين مردمان در نزد خداوند در روز قيامت عالمى است كه از علمش سودى نبرده است و كسى كه براى جلب توجه مردم به سوى خود به دنبال تحصيل علم باشد، بوى بهشت را
[١] - من عَشِقَ شيئاً اعشى بَصرَه و أَمْرَضَ قلبَه فهو يَنظُر بعَينٍ غيرِ صحيحةٍ و يَسمعُ باذنٍ غيرِ سَميعةٍ قدخَرقَت الشهواتُ عقلَه و اماتَتِ الدنيا قلبَه.( نهج البلاغه، خطبه ١٠٩، ص ١٠٤)
[٢] - مَن ابغَضَ شيئاً ابغضَ ان يَنظُرَ اليه و ان يُذكَر عنده.( همان، خطبه ١٦٠، ص ١٦٣)
[٣] - اكثَرُ مَصارِعِ العقول تَحتَ بُروقِ المَطامع.( همان، حكمت ٢١٩)
[٤] - جلالالدين محمد بلخى، مثنوى معنوى، دفتر دوم، ابيات ٥٧٠ و ٥٨٠.
[٥] - اعجابُ المَرءِ بِنفسِهِ دليلُ ضَعفِ عقلهِ.( محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج ١، ص ١٦١، حديث ٥١)
[٦] - مَن اعجَبَ برأيه ضَلَّ.( همان، ج ١، باب ٤، ص ٣٩٢، حديث ٥٠)