آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ١٣٨ - نمونهاى عملى
برخورد خشن و تند و نگاههاى خشمآلود و حاكى از ناراحتى تأثير مثبت دارد، مىتوان از اين راه وارد شد و جلوى وقوع منكرات را گرفت. البته مبارزه مثبت داراى مراحل بالاتر و جدىترى هم هست كه بر عهده حكومت اسلامى است. تعزير، زندان، اعدام و امثال آن را نيز مىتوان از مصاديق مبارزه مثبت با منكرات به شمار آورد، كه اجراى آنها از وظايف دولت و حكومت اسلامى است و نه افراد عادى و معمولى.
در جايى كه تذكرات و توصيههاى گفتارى و برخوردهاى عملى، در آن حدى كه بر عهده مردم عادى است، تأثيرى در جلوگيرى از منكرات نداشت، مىتوان از راه مبارزه منفى وارد شد و آن به اين صورت است كه مثلًا از نشست و برخاست با مرتكبان گناه و تاركان واجبات پرهيز كرده، دوستى و رفاقت خود را با آنان قطع كنيم. البته اين كمترين كارى است كه هر مسلمانى در مواجهه با وقوع منكرات مىتواند انجام دهد.
نمونهاى عملى
سه تن از اصحاب پيامبر ٦ به نامهاى كعب بن مالك، مرارة بن ربيع و هلال بن امية، به بهانههايى واهى و غيرواقعى، از همراهى پيامبر در جنگ تبوك خوددارى كردند. پس از بازگشت پيامبر از جنگ، به استقبال پيامبر رفتند و سلام كردند؛ اما پيامبر ٦ پاسخ سلام آنان را نداد. سپس به نزد ساير مسلمانان رفتند و هيچ كس حاضر نشد حتى سلام آنان را پاسخ گويد. ناراحت و غمگين به خانه بازگشتند، همسران و فرزندان آنان نيز به پيامبر و ساير اصحاب آن حضرت تأسى كرده، از همسخنى با آنان خوددارى كردند. حتى همسران آنان به نزد پيامبر آمده، از آنحضرت كسب تكليف كردند كه اگر لازم است از شوهران خود جدا شوند. پيامبر فرمود نه؛ طلاق لازم نيست؛ اما از نزديكشدن به آنان بپرهيزيد. اينان كه زمين مدينه با تمام وسعتش برايشان تنگ مىنمود تصميم گرفتند به كوههاى اطراف مدينه رفته و تا زمانى كه توبه آنان پذيرفته نشود و از سوى جامعه اسلامى مورد پذيرش قرار نگيرند، از كوه پايين نيايند. روزها را روزه مىگرفتند و همسرانشان براى آنان غذا مىبردند؛ اما با آنان سخن نمىگفتند. روزهاى بسيارى به همين صورت سپرى شد. اما وضعيت هيچ تغييرى نكرد. تصميم گرفتند خودشان هم با يكديگر سخن نگويند. پس از آن هر كدام به گوشهاى از كوه رفتند و آنقدر گريه كردند تا آنكه بالاخره پس از سه روز كه از اين وضعيت گذشت، اين آيه بر پيامبر اكرم نازل شد:[١]
[١] - محسن فيض كاشانى، تفسير الصافى، ج ٢، ص ٣٨٦ و ٣٨٧