آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ١٥٨ - ٢ - ١ ديدگاه تفريطى
بهتر است از سوختن در آتش شهوت.»[١] وى در ادامه نامه چنين مىنويسد: «مردى كه ازدواج نكرده است، مىتواند تمام وقت خود را صرف خدمت خداوند كند و تمام فكرش اين باشد كه او را خشنود سازد، اما مردى كه ازدواج كرده است، نمىتواند به راحتى خداوند را خدمت كند؛ زيرا مجبور است در فكر ماديات نيز باشد و بكوشد همسرش را راضى نگهدارد. در واقع، عشق و علاقه او بين خدا و همسرش تقسيم مىشود. دخترى هم كه ازدواج مىكند، همينطور مىباشد. او نيز با اين مسائل روبهروست. دخترى كه ازدواج نكرده، مشتاقانه در فكر اين است كه با تمام وجود خداوند را خشنود كند. اما زن شوهردار بايد در فكر كارهايى مانند خانهدارى باشد و خواستههاى شوهرش را در نظر بگيرد.»[٢]
برخى از صوفيان نيز با توجه به ميل تنوعطلبى و افزونخواهى انسان، معتقدند انسان هر چيزى را كه ببيند، طالب آن مىشود، پس چه بهتر كه چيزى را نبيند و نخواهد. معناى ظاهرى اين دو بيتى كه منسوب به بابا طاهر است، گوياى همين ديدگاه است:
|
زدست ديده و دل هر دو فرياد |
كه هر چه ديده بيند، دل كند ياد |
|
|
بسازم خنجرى نيشش ز فولاد |
زنم بر ديده تا دل گردد آزاد |
|
بر اين اساس، توصيه مىكنند كه انسان بايد نيازهاى جنسى خود را ناديده گرفته، بكوشد از جامعه و زندگى اجتماعى، حتىالامكان فاصله بگيرد؛ چشمان خود را بر زيبايىهاى طبيعت بسته و خود را از
[١] - عهد جديد، نامه اول قُرَنتيان، ٧: ١٠- ٨؛ گفتنى است برخى از مسيحيان جديد، با توجه به اشكالات زيادى كه به اينانديشه مسيحى مىشود و با توجه به غيرقابل پذيرش بودن آن، تفاسير ديگرى از ازدواج مسيحى ارائه دادهاند كه البته در كتابهاى پيشينيان آنان به اين صورت نبوده است. يكى از نويسندگان در اينباره مىگويد:« مسيحيان، ازدواج را يك امر دنيوى نمىدانند؛ زيرا ازدواج نشانه محبت خدا به بشريت است. ازدواج، عبارت است از يكى شدن محبت دو شخص كه با يكديگر براى زندگى مشترك، همراه با امانتدارى متقابل و همكارى، متعهد مىگردند و براى توليدمثل و تربيت فرزندان و رشد آنان در فضاى ايمان و محبت به خدا مىكوشند؛ از اينرو، مسيحيان ازدواج را رمزى و نشانهاى بشرى براى شيوه رفتار خدا با انسان به شمار مىآورند .... مسيحيان هنگام ازدواج متعهد مىگردند يكى شدن مرد و زن را نشانه آشكارى براى محبت خدا به بشر و محبت مسيح به شاگردانش قرار دهند. به همين علت، مسيحيان ازدواج را التزام و تعهد در طول زندگى مىشمارند و با طلاق و تجديد فراش در زمان حيات همسر مخالفاند.»[ البته همانطور كه دانشجويان عزيز مطلعاند چند سال پيش پاپ ژان پل دوم، رهبر فقيد كاتوليكهاى جهان، رسماً طلاق را امرى مشروع اعلام كرد.]( توماس ميشل، كلام مسيحى، ترجمه حسين توفيقى، ص ٩٤ و ٩٥)
[٢] - عهد جديد، نامه اول قرنتيان، ٧: ٣٦- ٢٥