آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ٩١ - ٤ - ٦ لزوم بردبارى و نقدپذيرى
در افتادن با شخص نقدشونده تلقى كرد. به تعبير ديگر، كسى كه انديشهاى را نقد مىكند يا ناراستىهاى يك رفتار را نشان مىدهد، مىخواهد بيزارى خود را از ناراستى و نادرستى اعلام كند و نه از فردى كه مورد نقد قرار گرفته است.
٤- ٦. لزوم بردبارى و نقدپذيرى
هرگز نيكى و بدى يكسان نيست؛ بدى را با نيكى دفع كن، ناگاه (خواهى ديد) همان كس كه ميان تو و او دشمنى است، گويى دوستى گرم و صميمى است.[١]
نويسندهاى معاصر، پاسخ خود را به نقدى كه يكى ديگر از نويسندگان بر يكى از انديشههاى او زده است، با اين شعر مولوى آغاز مىكند:
|
از خدا جوييم توفيق ادب |
بى ادب محروم گشت از لطف رب |
|
|
بى ادب تنها نه خود را داشت بد |
بلكه آتش در همه آفاق زد |
|
و سپس چنين مىنويسد: «اين قلم خود را ناتوان نمىبيند كه در پاسخ نوشتارى طعنآميز و تمسخرآكند و نيشآلود، مقابله به مثل كند و اصناف تعبيرات خصمانه و موهن را در اين پاسخ به كار گيرد. اما در اين كار فضيلتى نمىبيند و هنر را در اين بىهنرىها نمىجويد و روحانيان و فقهپيشگانى چون ... را مشفقانه تذكار مىدهد كه دفتر معرفت را به آتش مخاصمت نسوزانند و در محضر دانش، شرط ادب را فرونگذارند و جرعه صحبت را به حرمت نوشند و رقم مغلطه بر دفتر دانش نكشند و سرّ حق بر ورق شعبده ملحق نكنند. و چون از فقه صفا و مروه فراغت حاصل كنند، بارى در وادى صفا و مروت نيز گامى بزنند و حال كه از قيل و قال مدرسه طرفى بسته و حظّى اندوختهاند، يك چند نيز خدمت معشوق و مِى كنند و از ياد نبرند كه:
|
چو از قومى يكى بىدانشى كرد |
نه كَه را منزلت ماند نه مَه را |
|
[١] - وَ لا تَسْتَوى الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتى هِىَ أحْسَنُ فَإذا الَّذى بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأنَّهُ وَلِىُّ حَميمٌ.( فصلت( ٤١): ٣٤)