آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ١١٦ - ١ اهميت و جايگاه
و در اجتماع زيست كند. همانطور كه برخى از نويسندگان گفتهاند، شايد اطلاق كلمه «انسان» در زبان فارسى و عربى، به اين موجود، به دليل نيازمندى او به انس و الفت با ديگران باشد.
هر ديدگاهى كه در باره علت زيست اجتماعى انسان داشته باشيم، مسلّم است كه هيچ انسانى در شرايط عادى، به تنهايى توانايى بقا و ادامه حيات ندارد. انسان در اجتماع به دنيا مىآيد، در اجتماع است كه مىتواند باقى بماند و در اجتماع است كه مىتواند كيفيت زندگى خود را ترقى دهد. آدميان، نه تنها براى آغاز حيات خود نيازمند ديگران هستند؛ بلكه در همه مراحل بعدى زندگى نيز به ديگران محتاجاند. انسان در معاشرت با ديگران است كه مىتواند خود را بهتر بشناسد، ويژگىها و توانمندىها و ناتوانىهاى خود را دريابد و به تصورى درست و واقعبينانه از خود دست يابد.
به راستى، چرا يكى از بزرگترين و طاقتفرساترين مجازاتها براىمجرمان، نگهداشتن آنان در سلول انفرادى است؟ آيا جز اين است كه زندان انفرادى او را از ديدن ساير انسانها، سخن گفتن و معاشرت داشتن با آنان محروم مىكند؟ رنجى كه زندانى سلول انفرادى از دورى ديگران مىبرد، از رنجى كه از ممنوعيت خوراك و پوشاك و امثال آن مىبرد به مراتب طاقتفرساتر است.
نخستين گروهى كه هر كسى با آن روبهرو مىشود خانواده است، يعنى والدين و برادران و خواهران و ساير اقوام نزديك. البته ارتباط انسان با خانواده و احتياج او به آنان امرى مدام و پايدار است و در اغلب موارد، تا آخرين ساعات زندگى نيز ادامه دارد. در مراحل بعد، همسالان و همسايگان و دوستان هستند كه در شكلگيرى شخصيت آدمى تأثير فراوان دارند و سپس تعامل انسان با اجتماعهاى بزرگترى چون شهروندان و جامعه جهانى است كه در تكوّن شخصيت اجتماعى، اخلاقى و سياسى او تأثيرى انكارناپذير دارد.
نكته ديگرى كه اهميت و جايگاه ويژه معاشرت را در اخلاق نشان مىدهد، اين است كه بسيارى از فضايل و رذايل اخلاقى، در ظرف معاشرت ظهور مىيابند. ظرف ظهور فضايلى مانند عدالت، انصاف، احسان، ايثار، انفاق، صدقه، تواضع، امانت، صداقت، صراحت، عفت، حجاب و امثال آن،