آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ٩٠ - ٤ - ٥ تفكيك انديشه و رفتار از فرد
٤- ٤. نقد انگيخته به جاى انگيزه: به گفته بنگر نه به گوينده
يكى ديگر از بزرگترين آفتهاى اخلاقى در عرصه نقد، خلط انگيزه و انگيخته است.[١] كسى كه مورد نقد قرار مىگيرد، به جاى پرداختن به پاسخ نقدهاى ناقد، به كالبدشكافى نيت و انگيزه او اقدام مىكند. انگيزهخوانى يكى از مغالطاتى است كه در بسيارى از گفتگوها و مشاجرات سياسى، اجتماعى و حتى علمى رواج دارد. شخص يا حزب يا طبقهاى كه مورد نقدِ فرد يا حزب يا طبقهاى ديگر قرار مىگيرد، به جاى بررسى محتواى سخن ناقد، و بررسى ادله او، به اكتشاف انگيزههاى نهانى و پشتپرده ناقد پرداخته و با آلوده ساختن فضاى نقد، خود را از پاسخگويى به آن بىنياز مىبيند.[٢]
اين گونه برخورد را مقايسه كنيد با توصيههاى اسلام و ائمه اطهار : و ببينيد كه فاصله از كجا تا به كجاست. اميرمؤمنان به ما توصيه مىكند كه:
حكمت را از هر كسى كه آن را بيان مىكند، بگير؛ و به گفته بنگر و به گوينده منگر.[٣]
حكمت گمشده مؤمن است. پس آن را فراگير هر چند از منافقان باشد.[٤]
|
چو دانى كه مقصود گوينده چيست |
مبين اى برادر كه گوينده كيست |
|
|
نبايد بر اين قدر گوهر شكست |
كه از دست بىقدرى افتد به دست |
|
|
كى افتد در اعجاز قرآن شكى |
و گر خواندش بىخرد كودكى |
|
٤- ٥. تفكيك انديشه و رفتار از فرد
هم ناقد و هم كسى كه مورد انتقاد قرار مىگيرد بايد به اين مهم توجه داشته باشند كه نقد را از ساحت نقد انديشه و كردار، به نقد صاحب انديشه و كردار نكشانند. در حقيقت نقد يك سخن يا رفتار نشاندهنده اهميت آن انديشه يا رفتار براى ناقد است. كسى كه به نقد انديشه يا سخنى مىپردازد، در حقيقت، در جهت اصلاح و تكميل آن گام برداشته است. بنابراين، هرگز نبايد نقد او را به معناى
[١] - بنگريد به: محمد فنايى اشكورى، معرفتشناسى دينى، ص ٢٣ و ٢٤
[٢] - على اصغر خندان، منطق كاربردى، ص ٢١٨؛ همو، مغالطات، ص ١٩٧
[٣] - خُذ الحكمةَ ممَّن اتاكَ بها و انْظُرْ الى ما قال و لا تَنظُرْ الى مَن قال.( عبدالواحد الآمدى، غرر الحكم و درر الكلم، ج ١، فصل ٣٠، ص ٣٥٥، حديث ١١)
[٤] - الحكمةُ ضالةُ المؤمن فَخُذْ الحكمةَ و لو من اهلِ النفاق.( نهج البلاغه، ترجمه جعفر شهيدى، حكمت ٨٠، ص ٣٧٣)