آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ٨٥ - ٣ ضرورت نقد
٣. ضرورت نقد
آزادى نقد، به شرط رعايت آداب اخلاقى آن، در يك جامعه هيچ ضررى را در پى نخواهد داشت؛ زيرا يا انتقاد وارد است كه در آن صورت بايد از منتقد تشكر كرد كه عيب كار يا نادرستى انديشه ما را گوشزد كرده است و يا وارد نيست كه پاسخ داده مىشود و سوءتفاهم ايجاد شده، برطرف مىگردد.[١] بنابراين، آزادى افراد جامعه در نقد و انتقاد از عملكردها و همچنين آزادى انديشمندان در نقد آراى يكديگر، به شرط رعايت ضوابط علمى و اخلاقى، جاى هيچ گونه نگرانى ندارد.
در روايات فراوانى، كه در اينجا برخى از آنها را نقل مىكنيم، بر اهميت و ضرورت وجود نقد در جامعه تأكيد شده است. امام صادق ٧، در حديث مشهورى مىفرمايند:
بهترين دوستان در نزد من كسانىاند كه عيوب و نواقص من را به من هديه دهند.[٢]
همه مىدانيم كه آن امام عزيز، از مقام عصمت برخوردار است و هرگز نقص و عيبى در گفتار و كردار او راه ندارد؛ با اين حال، بهترين دوستان خود را كسى معرفى مىكند كه اگر عيب و نقصى از آن حضرت به نظرش مىرسد، بدون ملاحظه، آن را به او گوشزد كند. كمترين فايده اين كار آن است كه سوءتفاهم پيش آمده را مىتوان در فضايى صميمى و دوستانه رفع كرد.
امام على ٧ فرمودهاند:
كسى كه عيب تو را به تو بنماياند، تو را خيرخواهى كرده است.[٣]
از امام حسين ٧ نقل است كه فرمود:
كسى كه تو را دوست بدارد، تو را [از انجام زشتىها و بدىها] نهى مىكند و كسى كه تو را دشمن بدارد، تو را مىفريبد [يعنى با عدم تذكر زشتىها و كارهاى ناپسند تو، موجب فريب و گمراهىات مىشود].[٤]
[١] - بنگريد به: غلامحسين غلامحسينزاده، سير نقد شعر در ايران: از مشروطه تا ١٣٣٢ ه. ش، ص ١٦٠؛ محمد فنايى اشكورى، معرفتشناسى دينى، ص ١٦
[٢] - احبُّ اخوانى الىَّ مَن اهدى الىَّ عُيوبى.( محمدرضا حكيمى، الحياة، ج ١، ص ١٩٦)
[٣] - مَن بَصَّرَك عيبَك فقد نَصَحَك.( همان)
[٤] - مَن احبَّك نَهاكَ و مَن ابغَضَكَ اغراكَ.( همان، ص ١٩٧)