آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ١٥٧ - ٢ - ١ ديدگاه تفريطى
كه يكى از مهمترين آنها، اين پيمان است كه «لذات و شهوات جنسى را بر خود حرام دانسته و ابتلاى به آن را براى ديگران نيز نمىپسندم.»
ترك لذايذ و ترك شهوات در اين آيين، اهميت بسيار دارد تا جايى كه مهاويره[١] گفته است:
«محبت زن بزرگترين سبب افتتان و ابتلاى اين جهان است و عاقبت به دردها و آلام و خطاها و مرگ مىكشد و بالاخره منتهى به جهنم مىشود و روح آدم شهوى در جسم حيوانى سبع و دوزخى مقيد و محبوس مىماند.»[٢]
در ميان مكاتب اخلاقىِ يونان باستان، كلبيان بر اين باور بودند كه: «تمام ثمرات تمدن، از قبيل حكومت، ثروت شخصى، ازدواج، دين، بردهدارى (در نظام اجتماعى يونان)، تجمل و همه لذات حسى مصنوعى بىارزش است؛ اگر رستگارى و نجاتى هست، همانا در ترك جامعه و در بازگشت به زندگى ساده و زاهدانه يافته مىشود.»[٣]
رهبران مسيحى نيز هر چند ازدواج را به طور كلى تحريم نمىكنند، اما آن را عملى ذاتاً پليد مىدانند. در مسيحيت، دو چيز است كه ازدواج را براى مسيحيان عادى مشروع مىكند: حفظ نسل[٤] و دفع افسد به فاسد؛ يعنى در جايى كه عدم ازدواج موجب ابتلاى به فحشا و زنا و امثال آن شود. در عينحال، اينها موجب نمىشود كه ازدواج، فىنفسه خوب باشد. مسيحيان معتقدند كسى كه مىخواهد رهبرى دينى مردم را برعهده بگيرد بايد همچون عيسى مسيح ٧ كه تا آخر عمر مجرد باقى ماند، در سراسر عمر خود از آميزش جنسى دورى كرده باشد. بر همين اساس، كسى مىتواند به مقام پاپى برسد كه هرگز ازدواج نكرده باشد. پولس قديس، در نامه اول خود به قرنتيان، در باره ازدواج مىنويسد: «كاش همه مىتوانستند مانند من مجرد بمانند، اما ما همه، مانند هم نيستيم ....
پس به آنانى كه هنوز ازدواج نكردهاند و نيز به بيوه زنان مىگويم كه بهتر است اگر مىتوانند، مثل من مجرد بمانند. اما اگر نمىتوانند بر اميال خود مسلط باشند، بهتر است كه ازدواج كنند؛ زيرا ازدواجكردن،
[١] - مؤسس و بنيانگذار جينيزم را به مهاويره، يعنى« مرد بزرگ» يا« پهلوان بزرگ»، ملقب كردهاند؛ ولى نام اصلى او« ناتاپوته واردمنه» است. وى در ٥٩٩ ق. م متولد و در سال ٥٢٧ ق. م وفات يافت.( همان، ص ١٦٣)
[٢] - همان، ص ١٧٢
[٣] - ريچارد پاپكين و آوروم استرول، كليات فلسفه، ترجمه و اضافات جلال الدين مجتبوى، ص ٢٧؛ براىآشنايى بيشتر با مكتب كلبى و اصول انديشه اخلاقى آنان، بنگريد به: محمدتقى مصباح يزدى، نقد و بررسى مكاتب اخلاقى، تحقيق و نگارش احمدحسين شريفى، مكتب كلبى
[٤] - برتراند راسل، تاريخ فلسفه غرب، ترجمه نجف دريابندرى، ج ١، ص ٥٠٨.« آگوستين قديس»،( ٤٣٠- ٣٥٤ م.) ازبزرگترين رهبران قرون اوليه مسيحى، هر چند مقاربت جنسى را عملى ذاتاً قبيح مىدانست، تصريح مىكرد كه رابطه جنسى بين زوجين، مشروط به آنكه براى تكثير نسل و حصول فرزند باشد، گناه نيست. اما بايد توجه داشت كه« مرد باتقوا كسى است كه در زندگى زناشويى نيز بتواند شهوت را از خويشتن براند»