آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ١٧٨ - ٥ - ١ عفت و پاكدامنى
زندگى كنيد.» و سپس در همان شب مقدمات عروسى و ازدواج را فراهم كرد و دخترشان را به رسم آن روزگار، عروس كردند. بدين ترتيب يك زندگى ساده و بدون تكلّف آغاز گرديد. داماد كسى نبود جز مرحوم حاج شيخ محمدتقى مسجدشاهى اصفهانى كه بعدها يكى از مراجع بزرگ تقليد شد و از نظر علمى در سطح بسيار بالايى قرار گرفت. اين خانواده كه زندگى مشترك را از صفر شروع كرده بودند، با فضل و رحمت خداوند بسيار متمول شدند و از چنان شخصيت، قدرت و منزلتى برخوردار شدند كه نه تنها در اصفهان، بلكه در همه ايران شناخته شده بودند و پادشاهانى همچون ناصرالدين شاه و حاكمانى چون ظلالسلطان در مقابلشان متواضع بودند و از آنان مىترسيدند.[١]
٥. فضايل اخلاقى مربوط به امور جنسى
٥- ١. عفت و پاكدامنى
«عفت» عبارت است از تسليم و انقياد شهوت در برابر عقل؛ يعنى قوه شهوانى انسان، كارهاى خود را بر اساس دستور عقل انجام دهد. به تعبير ديگر، عفت يعنى اعتدال در بهرهمندى از شهوات.[٢] «عفيف» به كسى گفته مىشود كه در حد اعتدال و در چارچوب عقل و شرع، از شهوات بهره ببرد و به وادى افراط (شره) يا تفريط (خمودى) كشيده نشود. عفت، به طور كلى و مخصوصاً عفت در شهوت جنسى كه از آن به پاكدامنى تعبير مىشود، يكى از مهمترين و بزرگترين فضايل و زيبايىهاى اخلاقى است. عفت جنسى، يعنى كنترل غريزه جنسى و محدود ساختن آن در چارچوبه عقل و شرع.
در فضيلت عفت، به طور عام، و عفت جنسى، به طور خاص، روايات فراوانى به دست ما رسيده است. امام على ٧ مىفرمايد:
هنگامى كه خداوند خير و خوبى بندهاش را بخواهد، در برابر غذاهاى حرام عفت شكم، و در برابر مُحرّمات جنسى، عفت جنسى به او مىدهد.[٣]
امام باقر ٧ در اينباره مىفرمايد:
هيچ عبادتى برتر از عفت شكم و عفت جنسى نيست.[٤]
[١] - بنگريد به: حسين مظاهرى، اخلاق و جوان، ص ١٥٢ و ١٥٣
[٢] - مهدى نراقى، جامع السعادات، ج ٢، ص ١٥
[٣] - اذا ارادَ اللَّهُ بعبدٍ خَيراً اعَفَّ بطنَه عن الطعامِ و فَرْجَه عن الحرام.( عبدالواحد الآمدى، غررالحكم و درر الكلم، ص ١، فصل ١٧، ص ٢٨٣، حديث ١٤٢)
[٤] - ما عُبِدَ اللَّهُ بِشَىٍ افضَلُ من عِفَةِ بطنٍ و فرجٍ.( محمدبنيعقوب كلينى، الكافى ج ٢، ص ٧٩، روايت ١)