آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ١٣٤ - داستانى عبرتآموز
رابعاً، همه احكام و مسائل شرعى، اجتماعى، سياسى، اخلاقى و فرهنگى را شامل مىشود؛ از مسائل فردى و فرعى گرفته تا مسائل اجتماعى و كلى.
٦- ٢. شرايط امر به معروف و نهى از منكر[١]
يكى از مهمترين و روشنترين شرايط امر به معروف و نهى از منكر «شناخت معروف و منكر» است.
كسى كه معروف و منكر را نشناسد نمىتواند به معروف امر و از منكر نهى نمايد.
دومين شرط امر به معروف و نهى از منكر، «احتمال تأثير» است؛ زيرا هدف اصلى اين فريضه، تحقق معروفها و جلوگيرى از وقوع منكرها و يا رفع آنهاست. طبيعى است كه اگر در جايى احتمال تأثير ندهيم، جايى براى اجراى اين فريضه نخواهد بود. البته اين شرط شامل امر به معروف و نهى از منكر قلبى نمىشود، بلكه مربوط به مرحله زبانى و عملى امر به معروف و نهى از منكر است.
داستانى عبرتآموز
در سوره اعراف[٢] داستان كسانى آمده است كه هر چند به تأثير قطعى نهى از منكر خود باور نداشتند، خطاكاران بنى اسرائيل را از كارهاى زشت نهى مىكردند. گروهى ديگر كه خود گرد بدى نمىگشتند، اما دغدغه هدايت و ارشاد ديگران را نيز نداشتند و حتى معترضانه به ناهيان از منكر مىگفتند: «چرا گروهى را پند مىدهيد كه خداوند آنان را نابود خواهد كرد، يا آنكه آنان را سخت كيفر خواهد داد؟» ناهيان از منكر، كه هنوز از تأثير نهى خود يكسره نوميد نشده بودند، دو دليل براى كار خود مىآوردند: يكى آنكه نزد پروردگارشان معذور باشند و ديگر آنكه احتمال پندپذيرى آنان را يكسره منتفى نمىدانستند. به گزارش قرآن، از اين سه دسته، يعنىناهيان از منكر، مرتكبان منكر و بىاعتنايان و منفعلان، تنها دسته اول نجات يافتند و دو دسته ديگر، مبتلا به كيفرى سخت و وحشتناك شدند. عذابى كه بر آنان نازل شد، به اين صورت بود كه چهره انسانى از آنان گرفته شد و به شكل بوزينه درآمدند!
يكى ديگر از شرايط امر به معروف و نهى از منكر، اصرار بر انجام منكرات و ناديده گرفتن معروفهاست. بنا بر اين اگر فرد يا سازمانى خودش متوجه خطا و اشتباه خويشتن شده و در صدد
[١] - بنگريد به: محمدحسن نجفى، جواهر الكلام فى شرح شرائع الاسلام، ج ٢١، ص ٣٧٤- ٣٦٦
[٢] - وَ سْئَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتى كانَتْ حاضِرَةَ الْبَحْرِ إذْ يَعْدُونَ فى السَّبْتِ إذْ تَأْتيهِمْ حيتانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَ يَوْمَ لا يَسْبِتُونَ لا تَأْتيهِمْكَذلِكَ نَبْلُوهُمْ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ* وَ إذْ قالَتْ امَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَديدًا قالُوا مَعْذِرَةً إلى رَبِّكُمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ* فَلَمّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ أنْجَيْنا الَّذينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ أخَذْنا الَّذينَ ظَلَمُوا بِعَذابٍ بَئيسٍ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ* فَلَمّا عَتَوْا عَنْ ما نُهُوا عَنْهُ قُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئينَ.( اعراف( ٧): ١٦٦- ١٦٣)