آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ٢٣٣ - ٣ - ٢ فهم موضوع
قرآنكريم در اينباره مىفرمايد:
بگو: «اى اهل كتاب، بياييد بر سر سخنى كه ميان ما و شما يكسان است بايستيم كه: جز خدا را نپرستيم و چيزى را شريك او نگردانيم، و بعضى از ما بعضى ديگر را به جاى خدا به خدايى نگيرد.» پس اگر [از اين پيشنهاد] اعراض كردند، بگوييد: «شاهد باشيد كه ما مسلمانيم [نه شما.]»[١]
مطالعهاى نقادانه
برخى بر اين باورند كه براى برقرارى صلح و ثبات بايستى راديكاليسم و رؤياهاى مطلقگرا طرد و [در گفتگوى با ديگران بايستى] بر پراگماتيسم، نسبىگرايى و شيوههاى اصلاحطلبانه تأكيد بيشترى گردد.[٢]
در باره اين ديدگاه با يكديگر بحث كنيد. به نظر شما براى گفتگو با ديگران تا چه اندازه بايد هزينه كرد؟ آيا براى اين كار، منطقاً مجاز هستيم كه دست از اصول بنيادين و اساسى خود برداريم؟ اگر چنين است چرا پيامبر اكرم ٦، بهرغم نياز شديد به حمايت برخى از قبايل قدرتمند عرب، در مقابل اين شرط آنان كه در صورتى اسلام را مىپذيريم و از تو حمايت مىكنيم كه حكم نماز شامل حال ما نشود، به هيچ قيمتى حاضر نشد اين كار را انجام دهد؟ توجه داشته باشيد كه اين پيشنهاد زمانى به پيامبر داده شد كه به شدت گرفتار بود و به يارى آنان نياز داشت؛ اما پيامبر ضمن استنكاف از پذيرش اين شرط، در پاسخ پيشنهاد آنان فرمود: «لا خَيرَ فىِ دينٍ لاركوعَ فيه و لاسُجُود؛ دينى كه در آن ركوع و سجود نباشد، خيرى در آن نيست.»[٣]
٣- ٢. فهم موضوع
مناظره و گفتگو در خلأ صورت نمىگيرد، بلكه حتماً در باره مسئله و موضوع خاصى رخ مىدهد. يكى از ابتدايىترين شرايط تحقق يك مناظره سازنده و سودمند اين است كه طرفين مناظره نسبت به موضوع بحث و همه ابعاد و جوانب آن آگاهى كافى داشته باشند. آگاهى پيشين طرفين از موضوع بحث، موجب مىشود، دقيقاً بدانند كه در صدد اثبات يا نفى چه چيزى هستند و براى اثبات نظريه خود بايد از كجا آغاز كنند و در كجا بحث را پايان دهند. اصولًا سازماندهى بحث و جلوگيرى از دخالت مسائل حاشيهاى منوط به تعيين و شناخت دقيق موضوع بحث است[٤] وگرنه حاصلى جز اتلاف وقت
[١] - قُلْ يا أهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ ألّا نَعْبُدَ إلّااللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأنّا مُسْلِمُونَ.( آلعمران( ٣): ٦٤)
[٢] - محمدرضا دهشيرى،« پيش شرطهاى گفتگوى تمدنها»، در چيستىگفتگوى تمدنها( مجموعه مقالات)، ص ١٥٧
[٣] - محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٢١، باب ٢٨، ص ١٥٣، حديث ٣
[٤] - بنگريد به: محمد حسين فضلاللَّه، گفتگو و تفاهم در قرآن كريم، ترجمه حسين ميردامادى، ص ٥٠