آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ١٠٧ - ٦ كار و احساس شخصيت
فساد خواهد كشاند. اما كار و فعاليت موجب مىشود كه قوه خيال چندان مجالى براى به انحراف كشاندن انسان نيابد. اصولًا يكى از مهمترين علل ارتكاب گناه، بيكارى است. انرژىهاى انسان بالاخره بايد به گونهاى مصرف شوند. اگر اين انرژىها راه درست و صوابى براى مصرف نداشته باشند، در راههاى انحرافى و نادرست صرف خواهند شد. اشتغال، افزون بر اينكه از انفجار انرژىهاى متراكم جلوگيرى مىكند، مانع پيدايش افكار و وساوس و خيالات شيطانى نيز مىشود. به قول پاستور: «بهداشتروانى انسان در لابراتوار و كتابخانه است.» ولتر، يكى از فيلسوفان عصر روشنگرى مىگفت: «هر وقت احساس مىكنم كه درد و رنج بيمارى مىخواهد مرا از پاى در آورد، به كار پناه مىبرم. كار بهترين درمان دردهاى درونى من است.» پاسكال مىگفت: «مصدر كليه مفاسد فكرى و اخلاقى، بيكارى است. هر كشورى كه بخواهد اين عيب بزرگ اجتماعى را رفع كند، بايد مردم را به كار وادارد تا آن آرامش عميق روحى كه عده معدودى از آن آگاهاند در عرصه وجود افراد برقرار شود.»[١]
٦. كار و احساس شخصيت
در يك رباعى منسوب به اميرمؤمنان ٧ چنين مىخوانيم:[٢]
|
لَنَقْلَ الصَّخْرِ مِن قُلَلِ الجِبالِ |
احَبُالىَّ مِن مِنَنِ الرِّجالِ |
|
|
يَقُولُ النَّاسُ لِى فى الكَسبِ عارٌ |
فَانَّ العارَ فى ذُلِّ السُّؤَالِ |
|
«هر آينه كه نقل و انتقال سنگهاى سنگين از بالاى كوهها براى من دوست داشتنىتر از منت كشيدن از ديگران است. مردم به من مىگويند كه كسب و كار براى تو ننگ است، در حالىكه ننگ و خوارى در درخواست از مردم است.»
در رباعى ديگرى منسوب به آن حضرت، چنين مىخوانيم:[٣]
|
كِد كَدَّ العبدِ ان احَبَبْتَ ان تُصبِحَ حُرّاً |
و اقْطَع الآمالَ مِن مالِ بَنى آدمَ طُرّاً |
|
|
لاتَقُلْ ذا مَكسَبٍ يُزرىِ فَقَصْدُ النَّاسِ ازرى |
انتَ مَا استَغْنَيْتَ عَنغيرِك اعلَىالنَّاسِ قَدراً |
|
«اگر مىخواهى آزاد زندگى كنى، مثل بردگان تلاش كن؛ آرزويت را از مال ديگران، به طور كلى،
[١] - بنگريد به: مرتضى مطهرى، تعليم و تربيت در اسلام، ص ٤٢٩ و ٤٣٠
[٢] - همان، ص ٤٢٤
[٣] - همان، ص ٤٢٥