آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ٢٠٣ - ٢ - ٣ نظريه اصالت اخلاق و تبعيت سياست از اخلاق
٢- ٣. نظريه اصالت اخلاق و تبعيت سياست از اخلاق
نظريه مقبول و معقول در زمينه رابطه اخلاق و سياست، اين است كه اصالت با اخلاق و ارزشهاى اخلاقى بوده و ارزشهاى سياسى نيز تابع و زيرمجموعه اخلاق هستند. در روايتى چنين مىخوانيم كه خداوند، ابتدا پيامبرش را تأديب و تربيت كرد و پس از آنكه تربيت او را به پايان رساند، بدو فرمود:
«به درستى كه تو داراى اخلاقى بزرگ هستى» و پس از اين بود كه مسئوليت دين خود و حكومت بر مردم و سياست امور آنان را بر عهده او گذاشت. رفتارهاى سياسى نيز مانند ساير رفتارهاى اختيارى انسان، بهعنوان موضوع احكام اخلاقى، مورد ارزشگذارى قرار مىگيرند. هدف رفتارها و تصميمهاى سياسى، در حقيقت، در راستاى هدف اخلاق بوده و چيزى خارج از آن نيست. بر اساس اين ديدگاه، معيارهاى اخلاقى در همه جا و براى همه افراد، اعم از زمامداران و شهروندان عادى، يكسان است.
هر چيزى كه براى افراد عادى، فضيلت باشد براى دولتمردان نيز فضيلت است و هر چيزى كه براى دولتمردان زشت و نكوهيده است براى افراد عادى و در زندگى عادى نيز زشت و ناپسند است.
الگوى علمى و عملى اين ديدگاه، در جهان اسلام و بلكه در سراسر تاريخ بشر، كسى نيست جز على بن ابىطالب ٧. او كسى بود كه هم در كردار و هم در گفتار خود، به خوبى نشان داد كه هرگز نبايد اخلاق را فداى سياست كرد. او به خوبى نشان داد كه رفتارهاى سياسى تا آنجا ارزشمندند كه در چارچوبه اخلاق و ارزشهاى اخلاقى باشند. از ديدگاه او، به دست آوردن همه قدرتهاى عالم و در اختيار گرفتن همه امكانات جهان آفرينش اگر تنها در گرو ستاندن ظالمانه پوستِ جويى از دهان مورچهاى باشد، ارزشى ندارد، چه رسد به اينكه براى حفظ قدرتهاى محدود دنيوى و يا بهدست آوردن چند روزه حكومت و رياست بخواهد روح خود را به دورويى، نفاق، دروغگويى و امثال آن آلوده كند! بر اساس منطق اخلاقى و سياسى امام على ٧ هيچ كس اخلاقاً مجاز نيست كه براى حفظ قدرت خود، هرچند حق باشد و انگيزه الهى نيز داشته باشد، مرتكب كارهاى خلاف شرع شود.
هرگز نبايد با توسل به راههاى نامشروع، در انديشه كسب يا حفظ قدرت خود باشيم.
از همان نخستين روز كه على ٧ زمام خلافت را به دست گرفت، نغمههاىشوم مخالفت از گوشه و كنار برخاست. طلحه، زبير، عبداللَّه بن عمر، سعيد بن عاص، مروان بن حكم و شمارى ديگر از