آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ٣٧ - ٢ دانشاندوزى و پارسايى
همان حضرت در حديث ديگرى مىفرمايد:
به درستى كه برترى عالم بر عابد همچون برترى خورشيد بر ساير سيارات است.[١]
امام باقر ٧ از پيامبر اكرم ٦ نقل مىكند كه فرمود:
به درستى كه براى آموزگار خوبىها، جنبندگان زمين و ماهيان دريا و جانداران فضا و همه آسمانيان و زمينيان طلب مغفرت مىكنند؛ و به درستى كه ياددهنده و يادگيرنده داراى پاداشى يكساناند؛ روز قيامت، همچون دو اسب مسابقه، دوشادوش يكديگر مىآيند.[٢]
با اين همه، روشن است كه فراگيرى دانش مطلوبيت ذاتى ندارد. به صرف عالمشدن سعادت حقيقى انسان تأمين نمىشود. چه فراواناند عالمان و انديشمندانى كه علم خود را در جهت توسعه فساد و تأمين خواستههاى شيطانى خود و ديگران به كار مىگيرند. بر همين اساس، اسلام عزيز در كنار دعوت به علمآموزى، شرايط، آداب و اخلاقيات ناظر به اين عرصه را نيز بيان كرده است. در اينجا برخى از اين شرايط و اخلاقيات را بيان مىكنيم.
٢. دانشاندوزى و پارسايى
در قرآن كريم تصريح شده است كه ثمره پارسايى، بهرهمندى از فرقان و قدرت تشخيص حق از باطل است: «
إنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً»[٣]
آيا اين بدان معناست كه علماندوزى كافران و بىتقوايان از نظر قرآن بيهوده و بىنتيجه است؟ پارسايى چه نقشى در تعليم و تحصيل معرفت و دانش حقيقى دارد كه دانشاندوزى ناپارسايان راه به جايى نمىبرد؟
بىترديد، متون دينى، همه انسانها حتى كافران و فاسقان را به دانشاندوزى و پيروى از دانش و پرهيز از پيروى گمان دعوت كرده و به تعقل و تدبّر فراخواندهاند. افزون بر اين، قرآن خود نيز در برابر حقگريزان، عملًا به اقامه دليل عقلى پرداخته است. سيره عملى پيامبر اكرم ٦ و امامان معصوم : به خوبى نشان مىدهد كه آن بزرگواران نيز مخالفان خود را به بحث عقلى دعوت كرده، در برابر آنان، از براهين عقلى مدد جستهاند. اينها همه، نمايانگر آن است كه نشاندن پارسايى در كنار خردورزى و دانشاندوزى، به معناى ناتوانى بىتقوايان از درك و اقامه براهين عقلى نيست؛ بلكه مراد آن است كه
[١] - انَّ فضلَ العالِم على العابدِ كفضلِ الشَّمسِ على الكَواكبِ.( همان، ص ١٩، حديث ٤٩)
[٢] - انَّ مُعلِّمَ الخَيرِ يَستَغفِرُ له دوابُّ الارضِ و حِيتانُ البَحرِ و كلُّ ذىروحٍ في الهواءِ و جميعُ اهلِ السماءِ و الارض و انَّ العالِمَ و المُتعلِّمَ فى الأجرِ سواءٌ يأتيان يَوم القيامةِ كَفَرَسَى رِهانٍ يزدَحِمان.( همان، ص ١٧. حديث ٤٠)
[٣] - انفال( ٨): ٢٩