آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ٢١٢ - ٤ - ٢ برخورد صادقانه با مردم
هرگز! به خدا قسم از رفتار عادلانه ... كه خدا مرا بدان امر فرموده، روى نمىگردانم».[١] و آنگاه كه خبر پيمانشكنى و سركشى اصحاب جمل را شنيد، فرمود: «تا زمانى كه براى جامعه خطرساز نباشند، صبر خواهم كرد و اگر از دشمنى دست بردارند، از آنان در مىگذرم.»[٢]
آنحضرت در برخورد با خوارج نيز هرگز جانب مدارا را فرو نگذاشت و حلم و بردبارى را به نهايت رساند. بارها هنگام ايراد خطبه و سخنرانى، با سخنان اعتراضآميز و توهينآميزى از اين دست كه «به حكميت تن دادى و پستى را پذيرفتى، حكم جز خدا را نيست» رو به رو مىگشت؛ اما پاسخ وى اين بود كه شما را از نماز گزاردن در مساجد باز نمىداريم؛ سهميه بيتالمالتان را قطع نمىكنيم و تا زمانى كه دست به شمشير نبردهايد، با شما نمىجنگيم.[٣] گاه در حالى كه مشغول نماز بود، يكى از خوارج، اين آيه از قرآن را مىخواند:[٤] «به تو و به پيامبران پيش از تو وحى فرستاديم كه اگر شركورزى، اعمالت تباه خواهد شد و از زيانكاران خواهى بود.»[٥] مقصود اين بود كه على ٧ به دليل پذيرش حكميت كافر گرديده، از خواندن نماز بهرهاى نمىبرد. روزى يكى از خوارج سخن حكيمانهاى را از امام شنيد و در حضور آنحضرت و يارانش گستاخانه گفت: «خدا اين كافر را بكشد، چه دانش گسترده و عميقى دارد!» اصحاب قصد جان او را كردند، اما امام فرمود: «آرام باشيد، دشنام را دشنامى بايد، و يا بخشودن گناه شايد.»[٦]
٤- ٢. برخورد صادقانه با مردم
حاكمان بايد برخوردى صادقانه با مردم داشته باشند. مشكلات و موانع را با آنان در ميان گذارند.
ناتوانىها و كوتاهىهاى خود را صادقانه بپذيرند. و اگر براى كمكارىها و سستىهاى خود، دليل يا توجيهى دارند، آن را با مردم بازگو كنند. على ٧ در اينباره به مالك اشتر مىفرمايد:
و اگر رعيت بر تو گمان ستم برد، عذر خود را آشكارا با آنان در ميان گذار، و با اين كار از بدگمانىشان
[١] - محمدبنمحمد بن نعمان مفيد( شيخ مفيد)، مصنفات الشيخ المفيد، ج ١، الجمل، ص ١٦٦
[٢] - محمد بن جرير الطبرى، تاريخ الطبرى( تاريخ الامم و الرسل و الملوك)، ج ٣، ص ٤٦٦؛ عزالدين ابناثير، الكامل فى التاريخ، ج ٢، ص ٣١٢
[٣] - عزالدين ابناثير، الكامل فى التاريخ، ج ٢، ص ٣٩٨؛ محمد بن يحيىالبلازرى، انساب الاشراف، ج ٣، ص ١٢٦؛ عبدالرحمن بن خلدون، تاريخ ابن خلدون، ج ٢، ص ٦٠٩
[٤] - زمر( ٣٩): ٦٥
[٥] - بنگريد به: ابىجعفر محمدبن حسنبن الطوسى، تهذيب الاحكام، تعليق علىاكبر غفارى، ج ٣، ص ٣٥ و ٣٦؛ الحاكم النيسابورى، المستدرك على الصحيحين، تحقيق مصطفى عبدالقادر عطا، ج ٣، ص ١٥٨
[٦] - نهج البلاغه، ترجمه سيدجعفر شهيدى، حكمت ٤٢٠، ص ٤٣٧