آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ٢١٠ - ٤ - ١ محبت و مدارا
فعال به مردم موجب تداوم و پايدارى پست و مقام مديران و دولتمردان مىشود. در نظام اسلامى اين محبت يك وظيفه و دستور دينى است. اين وظيفه تا آنجا اهميت دارد كه خداوند به پيامبرش دستور مىدهد كه «بال (عطوفت) خود را براى مؤمنان فرو گستر.»[١] و در آيه ديگرى همه رمز موفقيت و پيروزى پيامبر اكرم ٦ را در محبت و مهربانى نسبت به مردم دانسته و مىفرمايد:
به (بركت) رحمت الهى، در برابر آنان [مردم] نرم (و مهربان) شدى؛ و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو پراكنده مىشدند.[٢]
امام على ٧ در عهدنامه خود به مالك اشتر چنين دستور مىدهد:
و مهربانى بر رعيت را براى دل خود پوششى گردان و دوستى ورزيدن با آنان را و مهربانى كردن با همگان، و مباش همچون جانورى شكارى كه خوردنشان را غنيمت شمارى! چه رعيت دو دستهاند:
دستهاى برادر دينى تواند، و دسته ديگر در آفرينش با تو همانند. گناهى از ايشان سر مىزند، يا علتهايى بر آنان عارض مىشود، يا خواسته و ناخواسته خطايى بر دستشان مىرود. به خطاشان منگر، و از گناهشان درگذر ....[٣]
آنحضرت در نامهاى به محمد بن أبى بكر، والى مصر چنين توصيه مىكند:
و برابر رعيت فروتن باش، و آنان را با گشادهرويى و نرمخويى بپذير، و با همگان يكسان رفتار كن، گاهى كه گوشه چشم به آنان افكنى يا خيرهشان نگاه كنى، يا يكى را به اشارت خوانى، يا به يكى تحيتى رسانى، تا بزرگان در تو طمع ستم بر ناتوان نبندند، و ناتوانان از عدالتت مأيوس نگردند.[٤]
در عين حال، همواره بايد توجه داشت كه همه مردمان، از نظر سطح بينش و درك اجتماعى و انسانى يكسان نيستند. بسيارى از آنان ممكن است ضوابط اخلاقى را در برخورد با حاكمان و يا در برخورد با مسائل اجتماعى مراعات نكنند؛ بنابراين ممكن است در مراجعه به مديران، رفتارى بىادبانه و ناشايست از خود بروز دهند. در اينجا هر چند مديران با توجه به مقام و موقعيتى كه از آن برخوردارند، به آسانى مىتوانند موجبات همه نوع مشكلى را براى چنين اشخاصى فراهم سازند؛ اما
[١] - وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِلْمُؤْمِنينَ.( حجر( ١٥): ٨٨)
[٢] - فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ.( آلعمران( ٣): ١٥٩)
[٣] - نهج البلاغه، ترجمه سيدجعفر شهيدى، نامه ٥٣، ص ٣٢٦
[٤] - همان، ٤٦، ص ٣٢٠